ثبت شود به تاریخ 29 تیر سال 1396

یه دورهمی ساده برای خدافظی با گشتا 

۶ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

خیلی وقت بود شعر نزاشته بودم

ای کـه چـون رخ می‌‌نمایی آفـتاب آیـد برون

آن چنان مستی که از چشمت شراب آید برون


زلفکانت خـود حجابی بـر نگاهت می‌کـشد

وای از آن روزی که زلفت از حجاب آید برون


آن که می‌گوید دوام عالم از بی بند و باری شد خراب

گیسوانت را رهـا کن خود خـراب آید برون


آن که می‌گوید صبوری کن بهشت از آن ماست

هـر کجا رخ می‌‌نمایی با شـتاب آید برون


زاهد از اندوه رسوایی به رخ دارد نقاب

ور نه پیش دیگران خود بی‌ نقاب آید برون


گوئیا در خواب غفلت مانده اند اصحاب کهف

پس تو رخ بنما که این عالم ز خواب آید برون


همای

۹ نظر ۵ موافق ۰ مخالف

ناخدا رامین از روی عرشه کشتی صحبت میکنه

قدیما ریسک این طور تعریف میشده ک طرف سوار کشتی میشده و سفر میکرده تا سرزمین های ناشناخته رو کشف کنه . نه می دونسته کجا داره میره ، نه میدونسته قراره چی پیدا کنه و نه کسی راه بلد بوده ک کمکش کنه و ازش سوال بکنه . در جوامع امروزی ریسک تغییر ماهیت داده . به یه چیزای دیگه میگیم ریسک . مثلا ب کسی ک مث من با یه استادی پایان نامه ورداشته ک حتی نمیدونه چی به چیه ، میگن طرف ریسک کرده . خودم ک اولین باره دارم این موضوع رو کار میکنم . موضوع تازه . نرم افزار تازه . اصن همه چی تازه ست . استاد راهنمام ک آخرین بار 3 ماه پیش دیدمش و اصن یادش نیس من کی ام ، فیلد کاریش این موضوع نیست . استاد مشاور هم حتی منو ندیده ینی فرم رو داده بودم ب منشیش تا امضارو برام از استاد بگیره . خلاصه ب شکل وان من بند1 -طوری دارم میرم جلو ببینم قراره کدوم قاره رو فتح کنم . ایا اصن قراره فتح کنم یا نه ؟ خدا می دونه 



1-  One man band

۸ نظر ۶ موافق ۰ مخالف
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان