عقاید یک رامین

Workplace Computer

اگه یه روزی دیدین دو نفر در حالت دوئل-مانند ب فاصله 30 سانتی همدیگه وایستادن و یهویی اونی ک دستش خودکار داره ، خودکارو میندازه هوا ، بعد با نفر مقابلش دست میده و بعد خودکارو تو هوا میقاپه ، اون منم :)))))


+ احساس میکنم متن خیلی خوبیه واسه گذاشتن تو قسمت "درباره من" :))

مخاطب میخونه 

و از کادر خارج می شود

و از کادر خارج می شود

و از کادر خارج می شود

و از کادر خارج می شود

...

۲۶ نظر موافقين ۳ مخالفين ۰ دوشنبه
از دور می بینمش 
داره عکاسی میکنه
یواش میرم نزدیک
دوربینو گرفته جلوی صورتش از تو ویزور داره نگاه میکنه ب سوژه
داره از ماکت های توی غرفه عکس میگیره 
میگم کجه 
بدون هیچ عکس العملی میگه نه صافه 
با خنده میگم کـــــــــجـــــــــــــه هاااا
میگه نه و صدای شاتر میاد 
برمیگرده میگه سلام رامین از صدات شناختمت  


تا حالا کسی با وجود حضور خودم ، از رو صدام منو نشناخته بود :)
۱۹ نظر موافقين ۳ مخالفين ۰ دوشنبه

من اسیر سایه‌های شب شدم،

شب اسیر تور سرد آسمون؛

پا به پای سایه‌ها باید برم

همه شب به شهر تاریک جنون!

۳ نظر موافقين ۴ مخالفين ۰ يكشنبه

دومین بازار گردی

این بار 9 نفره

+ بعضی با ادیت ، بعضی بی ادیت 

بقیه‌اش ۲۳ نظر موافقين ۶ مخالفين ۰ شنبه