پاییز

اینو امروز گرفتم . حال کردم . گفتم شاید شما هم حال کنین 

۲۱ نظر ۸ موافق ۰ مخالف

لوگو

خیلی وقته دنبال یه لوگوی خوب واسه عکسام هستم ولی هنوز چیزی ک میخامو پیدا نکردم . اگه ایده ، سایت ، فونت ، طرح ، نظر و ... خاصی میدونین خوشحال میشم بشنوم :)


+ و همچنین یه اسم خوب

۱۰ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

وقتی برای هزارمین بار میخونه

رابطه من و تو ، من و تو ، خاصه

دروغایی ک میگن ، فک نکنی راسته

۴ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

شما چطور؟

عکس هدر ، حس خوبی بهم منتقل میکنه . 

این عکسو میگفتم 


+ عکسو خودم گرفتم

۲۹ نظر ۷ موافق ۱ مخالف

خستگی و بی خوابی دیشب یهو تموم شد درست

لحظه ای ک تو ترمینال به اون شلوغی ، دیدم هر کدومشون یه کاغذ دست شون گرفتن که "مقدم" "مهندس" "رامین" گرامی"

۱۱ نظر ۶ موافق ۰ مخالف

وضعیت کاملا بغرنج

با A هماهنگ میشم ک B رو غافلگیر کنیم . یه گروهی هم هست ب اسم C ک به همراه A میخان B رو یه روز دیگه غافلگیر کنن . با B داشتیم واسه تولد A ک چن هفته بعده برنامه ریزی می کردیم ک A و من ، B رو غافلگیر کردیم . بعد ک A رفت به B میگم "خیلی سخت بود وقتی داشتم با تو کارای تولد A رو انجام میدادیم در حالی که با خود A هماهنگ شده بودم تا تورو غافلگیر کنم . دیگه داشتم قاطی میکردم به کی باید چی بگم" میخنده و میگه "واقعا خسته نباشی" و من تو دلم گفتم" کجای کاری هنوز C هم میخان غافلگیرت کنن

امروز هم ک B ، C رو غافلگیر کردن ب B میگم "اون روز ک داشتیم در مورد غافلگیر شدنت حرف میزدیم داشتم میترکیدم ک بگم هنوز یکیش هم تو راهه . حس جاسوس چن جانبه رو داشتم . ولی قول میدم ک دیگه قرار نیست سورپرایزت کنن . حداقل من در جریان نیستم " این سری فقط خندید . چیزی نگفت . همین الان D ازمن و C خواست ک هرکس واسه B یه نامه بنویسه ک غافل گیرش کنیم ...

۱۰ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

فردا گودبای پارتیشه

سالار داره میره آمریکا . 

فرید رفته پرتغال . فرشاد و سینا رفتن ترکیه . فرید و آیدین رفتن آمریکا ...

چرا همه رفتنه بودناشونو میزارن واسه پاییز ؟ چرا پاییز هیشکی برنمیگرده ؟؟

۱۳ نظر ۸ موافق ۰ مخالف

تنهایی

وقتی آدم تنهاست یه طور دیگه فک میکنه . با خودشه . راحته . هر جور ک راحته اون طوری فک میکنه . درست یا غلط . در تلاشه ک درست ترین راهو پیدا کنه . ولی وقتی با یه نفر حرف می زنی ، دیگه این فضای تنهایی از بین میره . میشه روابط اجتماعی . روش های مختلفی هست ک یه نفر بتونه افکار زمان تنهایی شو به بقیه نشون بده . یه نفر فیلم درست می کنه . اون یکی کتاب می نویسه . یکی هم وبلاگ نویسه . وقتی یه بلاگر ، قسمت نظرات وبشو می بنده یا جواب نظراتو نمی نویسه ، ناراحت نشین . نگین این یه نوع بی احترامی به مخاطبه . روشش اینه . این آدما عقاید و تفکرات تنهایی شونو می نویسن . اگه بخان نظرات شما رو بدونن یا جواب بدن دیگه تو غار تنهایی خودشون نخواهند بود . این آدم ها ضداجتماعی نیستن . فقط دوست دارن تو فضای وب ، تنهایی هاشونو بنویسن و اصلا هم چیز بدی نیست . این موضوع شبیه این می مونه که وسط یه فیلم یا آخر فصل دوم یه کتاب ، زنگ بزنین ب صاحب اثر بگین "باهات موافقم" یا حتی "این قسمتش افتضاح بود" . شما نهایتا می تونین با اطرفیانتون در مورد یه فیلم یا یه کتاب حرف بزنین . حداقل برای من که اتفاق نیفتاده با هنرمندی در مورد هنرش بصورت دقیق و تخصصی بحث بکنم . همیشه فک کردم ک این چیزی ک خلق کرده رو تو تنهایی خودش خلق کرده . دوست نداشتم و ندارم ک تنهایی کسیو بهم بزنم . ب تنهایی آدما احترام بزارین .


+ مخاطب ندارد
۱۴ نظر ۱۲ موافق ۰ مخالف

فقط دو ساعت خوابیده بودمااا

یهو یه فصل عوض شد 


قبل :


بعد : 

۱۶ نظر ۱۰ موافق ۰ مخالف

تشابه اسمی

چن سال پبش محرم بود . زنگ زدم خونه دوستم . اسم دوستم احسان بود . مامانش گوشی رو ورداشت . 

پرسیدم  "احسان هست؟" 

گفت "نه تموم شده" 

گفتم "منظورم پسرتونه"


+ چقدر موقعی ک دوستم ، سالار ، داشت این خاطره رو تعریف میکرد خندیدم من .

۹ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

ب نظر من

مصونیت از قانون ، غیرقانونی ترین اتفاق ممکنه 

۱۳ نظر ۵ موافق ۱ مخالف

مجله عکس 15

این ، مجله عکسه . بعد خیلی وقته . گرفتاریم . لاغریم . خسته ایم ...

ادامه مطلب ۲۳ نظر ۹ موافق ۰ مخالف

قاصد یار

با صدای خود استاد ...
 

+ جاهایی ک صداشون میلرزه :( 

۹ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

اصن مگه میشه بدون ماوس ؟؟

تو فیلما نشون میدن طرف اون ور کره زمین یه کامپیوتر پیدا میکنه ک ب یه بمب وصله و قراره کل دنیا منفجر بشه . بدون هیچ گونه استرس ، میشینه پشت سیستم و بدون استفاده از ماوس ، شروع میکنه تند تند تایپ کردن . بعد یهو بمب خنثی میشه . اون وقت من تنها مهارتم اینه ک بدون اینکه گردنمو کج کنم و پورت usb پیدا کنم ، فلشو بزنم ب لپ تاپ 

۱۹ نظر ۹ موافق ۰ مخالف

نشمرین

وقتی یه دوست قدیمی رو دیدین بهش نگین ک "بی معرفت چرا زنگ نمی زنی؟ " خب اگه شما با معرفت بودی شما زنگ می زدی . خود شما چرا زنگ نزدی؟ یادش افتادی ولی زنگ نزدی . خب اینکه بدتره . یادش افتادی خب زنگ میزدی با هم حرف میزدین . اهان 3 بار آخر شما زنگ زدی . این دفعه نوبت اون بوده . تو رفاقت هر جا کار کشید ب شمردن اونجاست ک باید فاتحه اون دوستی رو بخونی ...


+ عکس های غرفه ب پست قبلی اضافه شد

۱۶ نظر ۱۰ موافق ۰ مخالف
طراح قالب : عرفـــــان | با کلی تغییرات