عقاید یک رامین

Workplace Computer
رفتیم بازار واسه عکاسی . دو تا پیرمرد کنار هم نشستن بودن و داشتن خیلی گرم حرف میزدن . عکس گرفت نشونم داد . گفتم "خوب شده . کپشن بنویس دوستای صمیمی کارای قدیمی " همه خندیدن ولی 


+ مث اینکه این یکی از خصلایل پنهان منه : یک - دو - سه
۳ نظر موافقين ۰ مخالفين ۰ يكشنبه
:)
۴ نظر موافقين ۵ مخالفين ۳ شنبه

کی فکرشو میکرد یه روزی قراره برسه ک دعا دعا کنیم زود شنبه بشه ؟

۸ نظر موافقين ۷ مخالفين ۱ جمعه
فردا تولد 16 سالگیشه . مردی شده واسه خودش 

۱۰ نظر موافقين ۸ مخالفين ۰ پنجشنبه

Temptation in my heart

I'm burning, I fall apart

When the night falls

My heart calls for love and devotion

۴ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰ چهارشنبه

عینکم شکست . نشستم روش . دو تا شیشه اش هم شکست . 2 روزه تو خونه عینک دودی میزنم . تو آینه ک خودمو می بینم خندم میگیره

۱۲ نظر موافقين ۴ مخالفين ۰ سه شنبه

همیشه میگن کسی ک دروغ میگه مقصره ولی بعضی وقتا خودمون باعث میشیم ک طرف دروغ بگه

۴ نظر موافقين ۶ مخالفين ۰ دوشنبه
۴ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰ يكشنبه

عمرم ب ربع قرن رسید 

۶ نظر موافقين ۵ مخالفين ۰ شنبه

خدا روزی رسونه . روزی بعضی از بنده هاش دست یه سری دیگه از بنده هاشه .این زنجیره نباید قطع بشه . می ترسم از اینکه قطع کرده باشم این زنجیر رو

۳ نظر موافقين ۵ مخالفين ۰ جمعه

ینی من عاشق شخصیت پادشاه و پیرپلاسی ام تو شکرستان عروسکی . حتی آقای لولویی هم عالیه وقتی میگه

۵ نظر موافقين ۳ مخالفين ۲ پنجشنبه

بعد 5 دیقه سخنرانی در مورد مسایل سیاسی، سکوتمو شکوندم و گفتم من زیاد اهل اینجور چیزا نیستم . برگشت گفت منم همین طور . من :|

۶ نظر موافقين ۴ مخالفين ۰ چهارشنبه

از روز ازل غم با من زاده شده ست 

این قرعه به نام دلم افتاده شده ست

 

هرگز نکنم از غم عشقت پرهیز

تا فرصت زندگی به من داده شده ست 
 

۳ نظر موافقين ۷ مخالفين ۰ سه شنبه

جلسه دفاع مرحله ای مث بقیه مراحل تحصیله . چه دلیلی برای حضور فامیل یا حتی دوستان تو این جلسه هست؟ چرا باید ب استاد راهنما و مشاور و داور من شیرینی و آبمیوه بدم؟ فضای دانشگاه یه فضای علمیه ، علمی . 

۸ نظر موافقين ۷ مخالفين ۰ دوشنبه

من دوستامو بیشتر از فامیلامون دوست دارم

۸ نظر موافقين ۱۳ مخالفين ۲ يكشنبه
الان که دارم این پستو می نویسم ساعت 1:30 روز 18 فروردینه . تمام این مطالبی که تا امروز خوندین رو تا قبل این تاریخ نوشتم . اسفند سال پیش اتفاقاتی برام افتاد . طوری شد ک همه دوستان نزدیکم بهم گفتن ک اینقدر درونگرا نباش . حرف بزن . حرفاتو بگو . منم قبول کردم حرفشونو . تصمیم گرفتم از اینجا شروع کنم . از فروردین شروع کردم ب نوشتن . هر چی که تو ذهنم بود . از خاطرات گرفته تا ذهنیات . نوشتم تا یه کم خالی کنم مغزمو از حرف های نگفته قدیمی . یه کم خلوت بشه . جا باز واسه افکار جدید و بهتر . چن روز پشت سر هم نوشتم بدون اینکه منتشر کنم . تعدادشون داشت زیاد میشد . تصمیم گرفتم همشو یه جا منتشر نکنم . خوب نمیشد . انتشار در آینده زدم همشونو . هر روز یه پست . سر ساعت 8 تا رسیدم ب اینجا . الان در حال حاضر ( 18 فروردین ) با احتساب این نوشته ، 30 تا نوشته منتشر نشده دارم . تلاشمم این بوده ک کیفیت رو فدای کمیت نکنم . هر چرتی رو ننویسم . سطح خودم رو نگه دارم . پایین نرم . تا الان که خوب بوده . امیدوارم بعد از این هم خوب بشه . خدا میدونه تا کی بتونم این روال رو ادامه بدم . شاید براتون سوال بشه ک خب بعد از این پست چن تا پست آماده انتشار داری ؟ و من در جواب بگم سوال خوبی بود . نمیگم :)) با تشکر . روابط عمومی وبلاگ عقاید یک رامین . 

۷ نظر موافقين ۶ مخالفين ۰ شنبه

وقتی با کسی درد و دل میکنین ، انتظارتتون از طرف مقابلتون چیه ؟ دوست دارین چیکار بکنه یا چیکار نکنه ؟


من برا خودم مینویسم :


1- وسط حرف من نپره . کلا سکوت کنه . فقط بشنوه 

2- با شنیدن حرفای من دردای خودش یادش نیفته و مسابقه "کی از همه بدبخت تره" راه نندازه

3- برای بهتر کردن حال من موضوعات متفرقه وسط حرف من مطرح نکنه 

۱۷ نظر موافقين ۷ مخالفين ۰ جمعه

موقعی که دارم یه نفرو نصیحت میکنم ، وقتی میخام مهمترین -به زعم خودم البته- جمله مو بگم ، صبر میکنم . به خودم فک میکنم ک قبلن هم شرایطی مث شرایط نفر مقابلمو داشتم . تو اون شرایط اگه کسی این حرفو بهم میزد چه عکس العملی نشون میدادم ؟ اکثرا تو دلم میگفتم داره چرت میگه . همون لحظه از نصیحت کردن طرف مقابل منصرف میشم میزارم خودش با مشکلش کنار بیاد . 

۲ نظر موافقين ۵ مخالفين ۱ پنجشنبه

ای رامین !

ای خودم !


بی دلیل معذرت خواهی نکن . "ببخشید" تکیه کلامت نباشه

۵ نظر موافقين ۵ مخالفين ۰ چهارشنبه
امروز روز معلمه . روز معلمو به همه معلمای خوب و باوجدان تبریک میگم 
سلامتی معلمای دلسوز
سلامتی معلمای بی ریا
سلامتی معلمای با شعور
سلامتی معلمای دل گنده
سلامتی معلمای زلال
سلامتی معلمای بی شیله پیله
سلامتی معلمایی ک بخاطر پول هر کاری نکردن


+ کاش روز بهتری رو انتخاب میکردن واسه مناسبت :|
۴ نظر موافقين ۵ مخالفين ۰ سه شنبه

دبیرستان بودم . رمان خونده بودم اما نه خیلی . ولی هر کدومو ک خونده بودم اسم نویسنده و ملیتش یادم بود . میخواستم به دوستم توضیح بدم ک شیوه تدریس و ارزشیابی درس ادبیات اشتباهه . میخاستم بگم ک من ک چن تا رمان رو با علاقه خوندم بدون اینکه به امتحان فکر کنم ، همه اطلاعاتش یادم مونده . چه خوبه ک ادبیات مدرسه هم همین طور باشه . همه اینارو با شوق تو ذهنم مرور کرده بودم . پرسیدم مهدی تا حالا کتاب رمان خوندی دیگه حتمن ؟ گفت نه 

۲ نظر موافقين ۸ مخالفين ۰ دوشنبه
و Swarm کشف شد تا ملت فخرشان را به روشی جدید بفروشند
۳ نظر موافقين ۲ مخالفين ۱ يكشنبه

این طوریه ک شبا من ب اون مینویسم صب بخیر . اونم واسه من مینویسه شب بخیر 

۳ نظر موافقين ۵ مخالفين ۱ شنبه
خوشحال کردن آدما با کادو تولد (یا حتی با یه تبریک خشک و خالی) یکی از لذت بخش ترین کارهاست برای من . البته نه وقتی ک خود طرف همه جا جار بزنه ک کیپ کالم اند ایتس مای بیرث دی ! نه این طوری نه . خودش چیزی نگه . حتی ندونه ک تو میدونی امروز تولدشه . این می چسبه . سعی ام این بوده ک دوستامو ، حداقل یه بارم ک شده ، تا وقتی ک فرصت هست و دیر نشده ، سورپرایزشون کنم . 
۴ نظر موافقين ۹ مخالفين ۱ جمعه

ای رامین !

ای خودم !


تو چت نه تو متوجه احساسات اون میشی و نه اون . پس خیال پردازی های بی مورد رو بزار کنار

۵ نظر موافقين ۱۰ مخالفين ۰ پنجشنبه

واقعا یه ماه بعد ماه رمضونه یا دارین شوخی میکنین ؟

۶ نظر موافقين ۸ مخالفين ۰ چهارشنبه

بعد مدت ها 

مثل همیشه اول میزارمشون اینجا ، بعد اینستا

بقیه‌اش ۱۴ نظر موافقين ۷ مخالفين ۰ سه شنبه
از لحاظ غذایی در یه حالت کاملا سلامت-طوری دارم میرم جلو . همه میگن خوشبحالت و واقعا سخته . بازم شکرت
۴ نظر موافقين ۶ مخالفين ۱ دوشنبه

Are you paying attention? Good. If you are not listening carefully, you will miss things. Important things. I will not pause, I will not repeat myself, and you will not interrupt me. You think that because you're sitting where you are, and I am sitting where I am, that you are in control of what is about to happen. You're mistaken. I am in control, because I know things that you do not know. What I will need from you now is a commitment. You will listen closely, and you will not judge me until I am finished. If you cannot commit to this, then please leave the room. But if you choose to stay, remember you chose to be here. What happens from this moment forward is not my responsibility. It's yours. Pay attention.

۰ نظر موافقين ۳ مخالفين ۰ يكشنبه

صندلی پشت نشسته بودم . 3 تایی مون هم خسته بودیم . خسته نهار اون روز . دلیل خستگی هم بخاطر این بود ک واسه یه نهار معمولی، گروه 30 نفری تو تلگرام باز کرده بودن و از یه ماه پیش داشتن هماهنگ میکردن . هر روز بحث بود تو گروه . 

گفت "خدا رو شکر . کار سخت امروزم انجام دادیم . "

گفتم "پس قورباغه امروزو قورت دادی ."

خیلی با هیجان گفت "آره . خوندی اون کتابو ؟"

نمی خواستم ضایع اش کنم ولی نشد . گفتم نه

۵ نظر موافقين ۶ مخالفين ۱ شنبه