room of requirement

دوستی دارم ک وقتی کسی ازش چیزی بخاد ، بعد این ک طرف رفت بر میگرده چشاشو می چرخونه میگه 

چهارشنبه ۳۱ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۲ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

پسرا باید برن سربازی تا مرد بشن

یکی از جمله هایی ک بهش حساسیت دارم اینه ک یه دختر بگه 

سه شنبه ۳۰ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۷ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

صمیمیت زوری

لعنت به اون صمیمیتی ک اجازه میده هر خزعبلی به زبون بیاد . آدم با یکی دو نفر صمیمی میشه . نه ک با همه . هی میخام بگم دوستان عزیز ، یه لطفی کنین با من صمیمی نباشین . چرا همسن بودن دلیل میشه ک با من احساس صمیمیت کنن ؟

دوشنبه ۲۹ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۱ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

ازشون متنفرم

یه سری آدما هستن همه چیو ب خودشون میگیرن . مث اینکه تمام اتفاقای دور و برشون فقط و فقط بخاطر اینا بوده 

  • بچه شون مریض میشه میگه "شانس منه ک بچم باید مریض بشه" 
  • تو خیابون تصادف میشه ترافیک میشه میگه "شانس بد منه ک اینا تصادف کردن" 
  • فامیلشون فوت میکنه نمی تونه بره مسافرت میگه " شانس بد منه ک اون باید امروز میمرد " و ....

خودشونو مرکز همه اتفاقا میدونن در حالیکه حتی تو حاشیه هم نیستن . 

يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۵ نظر ۶ موافق ۰ مخالف

#روزبه_بمانی #سینا_سرلک

اگر برای ابد ، هوای دیدن تو 

نیافتد از سر من ، چه کنم ؟

هجوم زخم تو را ، نمی کشد تن من

برای کشته شدن ، چه کنم ؟

هزار و یک نفری ، به جنگ با دل من

برای این همه تن ، چه کنم ؟


شنبه ۲۷ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۲ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

مث Circle

یکی از لذات دنیا ، بازی کردن گیم های اعصاب خرد کن ساده ست . اصن انقده حال میده . 

جمعه ۲۶ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۳ نظر ۳ موافق ۱ مخالف

دیشب خواب دیدم ، دارم گلای باغچه مون رو آب میدم

این قسمتشو خیلی دوست دارم ...
پنجشنبه ۲۵ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۵ نظر ۶ موافق ۰ مخالف

عصبیت های نابجا

آی او اس یا اندروید ، Fifa یا PES ، کنون یا نیکون ...


دعوای همیشگی بین این "دو تا" ها هیچ نتیجه ای برای شما نداشته و نخواهد داشت . تو انتخاب هیچ وقت خودتونو محصور ب چیزی نکنین . در آخر این شمایین ک قراره پول خرج کنین نه اونا 


چهارشنبه ۲۴ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۱۰ نظر ۵ موافق ۰ مخالف

My Curve


این منحنی بظاهر ساده ، منحنی منه . منحنی زندگی منه . منحنی پیشرفت های زندگی منه . همه جا بوده . تو تمام مراحل زندگیم ولی با مقیاس های مختلف . بعضی وقتا طول این این منحنی چن ساعت میشه ؛ بعضی وقتا چن سال . از یادگیری یه زبان جدید بگیرین تا توانایی در آوردن هسته آلبالو ! بزارین بهتر توضیح بدم . همون طور ک میبینین 3 قسمت داره : 

1. قسمت ابتدایی : از نقطه صفر شروع میکنم و سرعت پیشرفتم خیلی خوبه . همه چیو خوب انجام میدم . روز به روز ( یا لحظه ب لحظه ) بهتر میشم . پیشرفت میکنم . تا اینکه ب یه نقطه اوج می رسم 

2. قسمت میانی : تو این مرحله رفته ب رفته پسرفت می کنم . شیبش از شیب قسمت اول کمتره . ینی با سرعت کمی این پسرفت رخ میده . اون قدر ادامه پیدا میکنه ک نزدیک ب صفر میشم اما نزدیک صفر و نه خود صفر. تو این شرایطه ک معمولا از انجام کاری ناامید میشم . اگه این مرحله رو رد کنم میتونم ب آینده امیدوارم بشم . اگه اون کاری ک میکنم زمانش کوتاه باشه تحمل این شرایط نابسمان راحته اما امان از اینکه این دوره چن ماه یا چن سال طول بکشه . خیلی وقت ها شده ک بیخیال انجام کاره شدم . 

3. قسمت پایانی : تو این قسمت ک نزدیکه ب صفره باز جوونه های پیشرفت کم کم دیده میشن . با سرعت خیلی کمتری نسبت ب دو قسمت قبلی حرکت میکنم ب سوی پیشرفت . 


درک اینکه الان تو کدوم قسمتی هستم بعضی وقتا سخته . چون کلی نقاط اکسترمم نسبی ریز وجود داره تو هر قسمت ( غیر از دو تا نقطه بالا ) تو این مدت یاد گرفتم ک صبر کنم . با صبر کردنه ک میتونم پیشرفت کنم ولی بعضی وقتا نشده . ینی نتونستم ک صبر کنم . نمی دونم داشتن این جور منحنی خوبه یا نه ولی من نشانه این منحنی رو سال هاست ک تو زندگیم دیدم ، لمسش کردم ، تجربه اش کردم . دونستنش بهتر از ندونستنشه فک کنم . شما چی ؟ شما منحنی دارین واسه خودتون ؟

سه شنبه ۲۳ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۶ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

یا من خنگم یا بازم من خنگم

اینا همش نشانه ست ؟ این همه هم نشانه میشه ینی ؟

دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۳ نظر ۲ موافق ۱ مخالف

مامان بزرگ

هربار که اعضای خونواده میخان خبر فوت فامیلای دور و نزدیک بهش بدن ، با طمانینه و آروم آروم بهش میگن . ولی هر این جواب میشنویم ک "آره میدونم . دیشب خوابشو دیدم . میدونستم "
يكشنبه ۲۱ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۷ نظر ۵ موافق ۰ مخالف

:(

دعا کنید واسه شفا همه بیمارا
شنبه ۲۰ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۱۰ نظر ۶ موافق ۰ مخالف

نوشته بود

Be who you needed when you were younger

جمعه ۱۹ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۳ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

گریه ها کرده وطن

راز خوشبختی من ، خفته در قلب من است
تو کجا میگردی ؟ قلب من ، این وطن است

خاک مادرزادی ، خانه اجدادی
این وطن ارثیه پشت در پشت من است

هیچ ابرقدرتکی ، مرد تسخیرش نیست
زن اگر تهمینه ، مرد اگر تهمتن است

گریه ها کرده وطن ، تاب آورده وطن
مام پر درد وطن ، مادری شیرزن است

قلب من ! خانه ی من ، خانه زخم به تن
خسته ام از جانی که گرفتار تن است

من به مرگ آگاهم ، مرگ را میخواهم
هم وطن ها راهم ، دشمن آتش زدن است
پنجشنبه ۱۸ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۴ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

تا حالا شده یه لحظه براتون اندازه چن دیقه کش بیاد؟

شب بود . بارون می بارید . تو جاده فرعی بین شهری بودیم . دو بانده بود . پر از پیچ و خم . تاریکِ تاریک . بدون هیچ چراغی . مسیر هم شلوغ بود . تو ماشین دوستم بودم . اون میروند . پرشیا بود . آهنگو باز کرده بود . محسن چاوشی برقصا رو میخوند . تو یکی از پیچ ها سرعت ماشین زیاد بود . یهو احساس کردم همه چی وایستاد ولی من هنوز میتونستم تکون بخورم . عین فیلما . بدون اینکه فکر کنم اشهد مو گفتم . با آرامش . یه آرامشی ک برای اولین بار بود تجربه اش میکردم . بعد همه چی برگشت ب حالت معمول . سر پیچ ماشین لیز خورد و یه دور کامل چرخید ماشین . رفت تو باند مخالف . اونجا هم یه دور چرخید . دوستم عین دیوونه ها فرمونو میچرخوند ب چپ و راست ولی من همچنان آروم بودم . جلو یه پیچ دیگه بود ( اینو بعدن فهمیدیم ) ماشین برگشت به باند اصلی یه دور دیگه پیچید و رفت تو شونه خاکی وایستاد . دوستم داشت از سکته میمرد . کلا منگ بود . نمی دونست باید چیکار کنه . ولی من اصلا عین خیالم نبود . از ماشین پیاده شدیم . چرخ سمت راست اندازه توپ پینگ پنگ سوراخ شده بود :| هی بهش میگفتم مشکلی نیس . چرخو عوض میکنیم . و اون کلا خیره بود به من . بعد از دو دیقه متوجه شدیم ک سه متر اونور تر از جاده یه دره هم هست . تاریک بود ندیده بودیم :| چرخو عوض کردیم . برگشتیم خونه . حالش افتضاح بود . ولی من حالم بهتر از اون بود . اون اشهد یه آرامش خاصی بهم داده بود . ولی تا چن روز بعدش حال منم بد شد . انگاری داغ بودم حالیم نبود چ اتفاقی افتاده بود برام . 

چهارشنبه ۱۷ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۶ نظر ۸ موافق ۱ مخالف

جالب بود

آنلاین رقیبانی و من سین ندارم
سه شنبه ۱۶ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۴ نظر ۶ موافق ۰ مخالف

ای خودم ها

عمل کردن به این ای خودم ها بعضی وقتا برام خیلی سخت میشه 

دوشنبه ۱۵ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۷ نظر ۸ موافق ۰ مخالف

قانون

یکی از ویژگی های قانون، ثابت بودنشه . حداقل تو بازه زمانی طولانیی باید ثابت باشه . اگه هر روز عوض بشه ک بهش نمیشه گفت قانون. ثابت نباشه نمیشه زندگی کرد. نمیشه برنامه ریزی کرد واسه زندگی . مثال ساده اش قوانین فیزیکه . تصور کنین گرانش زمین هر هفته فرق میکرد . یه هفته کم بود یه هفته زیاد . یه هفته ب پایین بود یه هفته ب بالا . میشد زندگی کرد ؟ نه . خدا این قانون طبیعی رو گذاشته و میلیون ها ساله ک ثابته . بخاطر صلاح هیچ بنده ای عوضش نکرده . تغییرش نداده . همه به این قانون اعتماد دارن . میدونن ک قرار نیس عوض بشه. جزو بدیهیات میدوننش . حتی کسی ک از بالای نردبون میفته پایین ، گرانش زمین رو مقصر نمیدونه هیچ وقت . چون این یه قانون عمومی و شامل همه ست . 

قوانین زندگی اجتماعی آدم ها هم باید این طوری باشه . طبیعیه ک نسل ها در حال پیشرفتن . پس قوانین شون هم تغییر میکنه ولی حداقل نباید طوری عوض بشه ک یه روز قرمز باشه و فرداش آبی . تغییراتش باید جزئی باشه . به سمت بهتر شدن . این طوری آدم ها میتونن برای آینده شون برنامه ریزی کنن . 


همه این نوشتم تا بگم به هیچ قانونی اعتماد ندارم . نمی دونم فردا هست یا نه . نمی دونم امروز ک ب نفع منه فردا هم ب نفع من قراره باشه یا نه . برنامه ریزی فقط در حد کارای روزانه فردا ، نهایتا پس فرداست . برنامه ریزی بلند مدت خیلی وقته ک نداشتم . قبلنا داشتم ولی همه اش نابود شده . 

يكشنبه ۱۴ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۵ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

کپی شده از جای دیگر

هنگام به دنیا آمدن در گوشمان اذان می خوانند ولی نمازی نمی خوانند . هنگام مرگ برایمان فقط نماز می خوانند ، بدون اذان . اذان هنگام تولد برای نمازی است که هنگام مرگ می خوانند . چقدر کوتاهست این زندگی ، به فاصله یک اذان تا نماز ...

شنبه ۱۳ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۶ نظر ۹ موافق ۰ مخالف

خیلی مفهوم بزرگیه . خیلی عمیق

اولین چیزی که خدا آفریده "کلمه" ست . 

جمعه ۱۲ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۶ نظر ۶ موافق ۰ مخالف

می ترسم از این جنبه تکنولوژی

تکنولوژی شدیدا در حال پیشرفته . همه چیز آنلاینه . همه چیز با سرعت انجام میشه . تاخیر نکته منفی تلقی میشه . هر کاری میکنی انتظار داری همون لحظه نتیجه شو ببینی . دنیای امروزی مارو وادار میکنه ک صبور نباشیم . دنبال نتیجه های آنی باشیم . کار بدی انجام میدی ، وقتی می بینی اتفاق بدی نیفتاد میگی پس حتمن بد نبوده دیگه وگرنه نتیجه شو میدیدم درحالی ک نتیجه بعضی کارا بعدن مشخص میشه ... 
پنجشنبه ۱۱ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۷ نظر ۹ موافق ۰ مخالف

علی و مصطفی یه بار هم همدیگه رو ندیدن تا حالا

با مصطفی قهر بودم . علی میدونست ک قضیه چیه و چرا باهاش قهرم . یه ماه گذشت . با مصطفی آشتی کردم . باهم رفتیم بیرون . فرداش علی پرسید با مصطفی آشتی کردی ؟ گفتم اره . گفت دیدم دیروز با هم بودین . خیلی خوشحال شدم ک باز آشتی کردین باهم . اون روز فهمیدم علی خیلی رفیقه . خیلی . میتونست اون جمله رو نگه . می تونست بگه "موقع مشکلات و دعوا ک میشه میای پیش من ، خوشی ها و بیرون رفتن هات با اونه " ولی نگفت 



چهارشنبه ۱۰ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۱۰ نظر ۸ موافق ۰ مخالف

یهویی

ب طرز عجیب و غیرمترقبه ای دیگه از هندزفری استفاده نمیکنم. تقریبا 4 ماه میشه

سه شنبه ۹ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۸ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

یه جور گنگ نویسیه

یکی از قابلیت های جذاب ک بدست آوردم اینه ک طوری بنویسم ک شخصیت ها تو نوشته هام مشخص نباشه .
دوشنبه ۸ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۹ نظر ۱۰ موافق ۰ مخالف

خیلیا فک میکنن بخاطر باکلاسیه ولی این طور نیس

داشتم باهاش حرف میزدم . یهو گفت چ زود تغییرکانال میدی . ترکی فارسی با هم حرف میزنی . گفتم خداروشکر کن بخاطرت اینگلیسی رو حذف کردم . خندید.

يكشنبه ۷ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۲۶ نظر ۸ موافق ۰ مخالف

نجوایی

رستنی ها کم نیس

من و تو کم بودیم 

خشک و پژمرده و تا روی زمین ، خم بودیم

 

گفتنی ها کم نیس

من و تو کم گفتیم 

مث هذیان دم مرگ ، از آغاز چنین ، در هم و بر هم گفتیم


 

شنبه ۶ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۷ نظر ۵ موافق ۰ مخالف

منو نمی تونین تصور کنین

گوشه های پد ماوس از پلاستیک زیرش جدا شده بود . مجبور شدم از هر گوشه دو سانت با قیچی ببرم . اومد خیلی جدی گفت اه من میخاستم واسه تولدت پد ماوس بخرم .
جمعه ۵ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۸ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

مگه میشه عاشق این آهنگ نشد ؟

تنها ترین عاشق - فریدون فروغی


 

پنجشنبه ۴ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۴ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

رو ب افوله

دو سال منتظریم بیان قالب های جدید معرفی کنه . امسال هم ک وبلاگای برترو کلا برگزار نکرد . این چ وضشه ؟؟
چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۱۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

امیدوارم باعث پیشرفت بشه تا پسرفت

رفتم عکاسی . حتی یه دونه هم عکس نگرفتم . حتی دوربینو از تو کیف در نیاوردم . ناراحت بودم ک دوستان عکاس بهم گفتن اتفاقا خوبه . این ینی هر کادری رو نمی پسندی 
سه شنبه ۲ خرداد ۹۶ - ساعت ۲۰:۰۰
۵ نظر ۳ موافق ۰ مخالف
طراح قالب : عرفان | همراه با شصت کيلو تغييرات