عقاید یک رامین

Workplace Computer
بعد nساعت وقت گذاشتن، امتحان کردن، یاد گرفتن، ناامید شدن، دوباره تلاش کردن، قالب شد این. 
۳۶ نظر موافقين ۱۹ مخالفين ۰ پنجشنبه

طبق محاسبات من احتمال صعودمون به گروه بعد 73 الی 84 درصده.

بقیه‌اش ۱۷ نظر موافقين ۳ مخالفين ۰ شنبه

تیم ملی ایتالیام توی



+ چالش رادیوبلاگی‌ها

+ دعوت می‌کنم از عارفه و هلما

۲۸ نظر موافقين ۷ مخالفين ۲ شنبه




+ و همچنین تگ لوپ

۱۴ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰ چهارشنبه

به همه چی؛ به همه جا؛ به هر موقعیت. تو تصمیم‌گیری‌هام اونقدر لفتش میدم که فرصتم می‌سوزه یا هم اینکه تلاش می‌کنم ولی چون دیر باخبر شدم از موضوع، باز نمی‌رسم. حتی وقتی به یه موضوعی هم که فکر می‌کنم، فرداش تو اخبار می‌خونم که همون موضوع نابود شده، پر شده، حذف شده، گرون شده، تموم شده و ... . چرا اینقدر جواب نه می‌شنوم؟ چرا اینقدر ریجکت میشم؟ قبلا دیفالت این بود که با اتفاق افتادن چیزی که می‌خواستم، خوشحال می‌شدم و اگر نمیشد، ناراحت می‌شدم. اما الان هیچ عکس‌العملی ندارم به اتفاقات. نه خوشحال میشم مثل قدیم و نه ناراحت. انگار عادت کردم به دیده‌نشدن، شنیده‌نشدن، قبول‌نشدن. عادت کردم به نه شنیدن. با همه این تفاسیر، ناامید نیستم. بدبین نشدم. افسرده نشدم. هنوز چیزهایی هستن که خوشحالم کنه؛ هرچند کوجیک. شاید این شرایط، یه حالت ایده‌آل باشه و من حواسم نیست و قدرش رو نمی‌دونم. چرا حواسم نیست؟ نکنه موقعی بفهمم که دیر شده؟ چون

۱۷ نظر موافقين ۱۰ مخالفين ۰ سه شنبه

دیروز استارت قالب تابستون رو زدم. امیدوارم همونی بشه که میخوام. 

۱۲ نظر موافقين ۱۰ مخالفين ۰ شنبه
گوشی تلفن عمومی دستش بود ولی حرف نمی‌زد. با پشت دستش اشک‌هاشو پاک می‌کرد. 
۶ نظر موافقين ۱۷ مخالفين ۱ پنجشنبه
"متاسافانه" ... پاک ‌می‌کند ... 
"متسافانه" .. دوباره پاک می‌کند ...
هم‌زمان با فشردن دکمه‌ها، زیرلب تک‌تک واج‌هارو می‌خواند تا درست بنویسد


+ حتی در نوشتن عنوان :|
۱۵ نظر موافقين ۵ مخالفين ۰ چهارشنبه
دانشجو باشی، مهندسی بخونی، ارشد باشی ولی بلد نباشی نمودار بکشی؟
۲۲ نظر موافقين ۷ مخالفين ۰ سه شنبه