عقاید یک رامین

عقاید یک رامین

۳۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۹ ثبت شده است

طبیعت سرسبز جاده اسالم به خلخال

آیا می‌دونستین تو بیان هم میشه از این کارا کرد؟ چه کاری؟ اینکه یه عکس بذاری تو متن و بغلش هم نوشته باشه. تو حالت معمولی وقتی عکس می‌ذارین تو پست، فقط میشه یه سطر نوشت کنارش که خوب دیده نمیشه اصلا. بیان این ویژگی رو خیلی وقته گذاشته. ولی کمتر کسی رو دیدم که ازش استفاده کنه. تو این پست می‌خوام نحوه این کارو بگم. این عکس رو هم خودم گرفتم. شبیه ویندوزه. بله میدونم :)) پس چرا شروع نمی‌کنم؟ چون می‌خوام یه کم پرچونگی کنم متن زیاد بشه، بره زیر عکس تا قشنگ مشخص بشه این ویژگی. فکر کنم کافی باشه. این جور وقتا مجری برنامه میگه : با ما همراه باشین.

 

‏یاد یه خاطره از ‎سربازی‌ام افتادم. قول داده بودم از سربازی دیگه چیزی تعریف نکنم ولی حالا که کامنت‌ها بسته‌ست میگم. میگرنم عود کرده بود. اونقدر شدید که اورژانس اومد بردتم بیمارستان. بگذریم که آمبولانس طوری رانندگی می‌کرد که اگه سنگ کلیه داشتم همون‌جا دفع می‌کردم از بس تکون خوردم. تو بیمارستان بهم قرص دادن. بهتر شد حالم. وقتی برگشتم یگان، شب بود. از بی‌خوابی داشتم می‌مردم. فقط می‌خواستم چند ساعت پشت سر هم* بخوابم. افسرنگهبان هر یه ساعت میومد بیدارم می‌کرد می‌پرسید «خوبی؟»


* من پست‌هام 12-24 بود. یعنی 12 ساعت پست می‌دادم. 24 ساعت استراحت. دوستایی داشتم که 2-4 بودن. 2 ساعت پست، 4 ساعت استراحت که عملا 3 ساعت میشد خوابید. دیر اومدن پست بعدی، لباس پوشیدن و در آوردن، رفتن به پست و برگشتن نزدیک یه ساعت طول می‌کشید. یعنی تو طول روز نمی‌تونستن بیشتر از 3 ساعت پشت سر هم بخوابن. و این شرایط رو باید 40 50 روز بی‌وقفه تحمل می‌کردن تا نوبت مرخصی‌شون برسه. 40 روز پشت سرهم 2-4 پست دادن نه تنها غیرقانونی بود، بلکه ظلمه. ظلم. از کسی که اجازه نداشت تو طول روز 5 - 6 ساعت پشت سرهم استراحت کنه انتظار داشتن از جون خودش بگذره و از میهنش دفاع کنه. سر پست نخوابه. عین اون مثل که "سگ را گشاده‌اند و سنگ را بسته!". همه بچه‌ها عصبی می‌شدن، هیشکی تو حالت عادی نبود. همه دنبال دعوا می‌گشتن ناخوادآگاه. هر روز جرو بحث، هر روز دعوا بین بچه‌ها. دعوا هم که علنی میشد، تنبیه واسه همه بود. دوباره یه دعوای دیگه بابت تنبیه دسته‌جمعی بین کسایی که دعوا نکرده بودن با اونایی که مقصر بودن و ... همین جوری ادامه پیدا می‌کرد. من فقط یه ماه 2-4 پست دادم. حتی منم خشن شده بودم، زود از کوره در می‌رفتم. ولی می‌دونستم با دعوا چیزی حل نمیشه. 

بی‌قرار معین و بی‌قرار علیرضا قربانی هردو بی‌قرارن 

صخی یه چالش برگزار کرده. خوشم اومد منم شرکت کردم. برخلاف عادتم یه پست بلند نوشتم. شمام شرکت کنین.
بعدا نوشت: بلاگردون یه چالش تقریبا با همین موضوع برگزار کرده‌. من این پست رو قبلا نوشته بودم. دعوت می‌کنم از عارفه، پری، لیلا
 

خارج زندگی کردن هم سخته ها. فرض کن دل‌درد داری و چاره‌اش عرق نعنائه که بخوری مثل لوله‌بازکنی بشوره ببره. ولی نیست که.

گفته بودم کیک تولد داداشو من پختم؟ نگفته بودم؟ خب چون آدم بی‌ریایی هستم

چرا وقتی رفتم تو مغازه بجای اینکه بگم " MDF هاتون کجاست؟ " گفتم " PDF هاتون کجاست؟" 

سوال: به چه پستی میگیم پست خوب؟

جواب : به این پست

من همونیم که می‌گفت اگه وقت داشته باشم، فلان کارو می‌کنم، بهمان نرم‌افزار رو یاد می‌گیریم، زبانمو تقویت می‌کنم و درکل، می‌ترکونم. نه تنها نترکوندم

ویندوز 93 رو نگاه کنین

بازی GAFA 3D رو بازی کنین بدونین بازی یعنی چی

از وقتی دوران قرنطینه شروع شده، قاب گوشی رو در آوردم و بدون قاب استفاده می‌کنم. انقده حال میده. انگار گوشی جدید خریدم. شمام تست کنین. حال میده.

شاید باور نکنین ولی شاعر شعر سنگین و پرمحتوای :


این خونه رو کی ساخته؟

اوستای بنا ساخته 

با چوب نعنا ساخته

تنهای تنها ساخته


شهیار قنبریه

مامانم تعریف می‌کنه:

یه روز خونه نبودی، داشتم اتاقتو مرتب می‌کردم که زیر تختت کادو پیدا کردم. یواش بازش کردم دیدم توش یه  هست. به خودم گفتم به من چه. داره واسه آینده‌اش برنامه‌ریزی می‌کنه. واسه دوست‌دخترش (:/) خریده حتما. کادو رو برگردوندم سرجاش. سعی کردم فراموشش کنم. هفته بعد روز مادر بود. بهم کادو دادی. کادوتو باز کردم. روسری سبز رو دیدم و خندم گرفت

صبر 1 - دانلود (حجم: 3.48 مگابایت)




صبر 2 - دانلود (حجم: 4.48 مگابایت)



مامان : این گل چرا پژمرده شده؟
من : چه بدونم.
مامان : مگه محیط زیست نخوندی؟
من : من مهندسی محیط زیست خوندم. باغبانی نخوندم که.
داداشم رو به مامان : راست میگه. این فقط بلده آشغالارو کجا بریزه*.
مامانم : :))
داداشم : :))
من : -_-


* پایان‌نامه من در مورد دفع پسماند بود

یه فامیل داریم ما. یعنی تا حالا نشده یه بار تو ساعت مناسب خونه ما زنگ بزنه. دیگه همه کاملا مطمئن شدیم که  . تو دوربین نگاه می‌کنه، هر بار که ما سرسفره ایم یا یکی‌مون خوابیده زنگ میزنه.


+ هروقت به  رسیدین، عنوانو بخونین. اسم تگشم می‌ذارم متوسط :))

یه ایده جدید به ذهنم رسیده برای استفاده نوآورانه از عنوان ولی هنوز پستی براش پیدا نکردم که اجراش کنم. بدون دیدن تگ مقدم و موخر می‌تونین پستا رو بخونین؟ اصلا نگاه می‌کنین به تگ‌ها؟ اصلا می‌خونین پستارو؟ :)) مطمئنا الان باز منفی می‌گیرم :))

هر مرد ایرانی، یک میرزا کوچک جنگلی

چون به محض شروع میگن «ایشالا درست میشه» و این جمله برای من خلاصه‌شده جمله «دهنتو ببند و ادامه نده چون من حوصله شنیدن مشکلات تو رو ندارم و راه حلی هم ندارم. ایشالا درست میشه» هست

ساعت 3:35 شب کار تحویل دادین؟

وقتی کسی میگرن داره، به صدا شدیدا حساس میشه. هر صدایی تو مغزش ده برابر بلندتر پخش میشه. صدای کلیک ماوس، تیک‌تاک ساعت، فن کامپیوتر، نوتیفیکشن گوشی، زنگ موبایل و ... با صدای کوبیدن پتک به یه ورق فلزی فرقی نداره. مغز فقط می‌خواد منفجر بشه

به قیافه سیب زمینی میاد اینقدر خوشمزه باشه؟ نه

به قیافه منم نمیاد سلیقه موسیقاییم اینقدر خوب باشه 

وقتی عضو کانال‌تون میشم یه خوشامد بگین

اگه هایده اونو واسه خودش و از سر هوس می‌خواستش؟

یه حسی بهم میگه من و کیانو ریوز و رونی اُ سالیوان و اَلِک بنجامین دوستای خوبی می‌شدیم واسه هم. یه گروه هم می‌زدیم تو تلگرام اسمشو می‌ذاشتیم

بعد ان سال برای اولین بار تلویزیون رو روشن کردم یه ربع فیلم تماشا کردم. خیلی حس عجیبی داشت لمس کنترل تلویزیون

تو این چند روز 100 بار "تلو" شایع رو گوش کردم

یه نفر از من حمایت کرد برمی‌گرده به 18 سال پیش. که اون یه نفر هم، بابام بود

در راستای پست قبل اینو بگم که یه بازی نصب کرده بودم به اسم "Idle Miner Tycoon" بشدت معتادکننده ست. طوری که گوشی رو نمی‌ذاشتم زمین. شدیدا هم باتری مصرف می‌کرد. خواستم اطلاع‌رسانی بکنم شما گول ظاهرش رو نخورین. من خوردم ولی پشیمونم. 


+الان همه میرن ببینن چه شکلیه :)) نرو خواهر من نرو برادر من

اگر بازی جدید نصب کردی رو گوشیت و همون اولش نرفتی تو تنظیمات و صدای موزیکشو نبستی، از ما نیستی