عقاید یک رامین

عقاید یک رامین

۸ مطلب در تیر ۱۳۹۹ ثبت شده است

هر موقع مامان بهم میگه فلان چیزو یه ساعت دیگه یادم بنداز، یه بار همون لحظه بعد از تموم شدن حرفش میگم مامان فلان چیزو گفته بودی، یه بارم فرداش میگم که مامان گفته بودی یادت بندازم. معمولا جوابی نمی‌گیرم جز تکون دادن سر 

مراحل تولد یه چرخ به روایت تصویر

چهارم پنجم که می‌خوندم، همیشه موقع زنگ زدن به خونه همکلاسیم استرس اینو داشتم که اگه خودش تلفنو ور نداشت، من با اعضای خانواده‌اش باید چطوری حرف بزنم. اصلا چی بگم. همیشه به رباتی‌ترین شکل ممکن سلام می‌کردم و مستقیم می‌رفتم سر اصل مطلب. "اشکان هست؟" سال‌ها با این دلهره زندگی کردم. هنوزم با تلفنی حرف زدن مشکل دارم. چند روز پیش دختر داییم، یاسمین، که امسال اول ابتدایی رو تموم کرد، کنارم نشسته بود و با تبلتش بازی می‌کرد که یهو رفت تو واتساپ. من :|. بعدش یادش افتاد که مامان‌جونینا اینترنت ندارن. "اه اینجا هم اینترنت نیست. وگرنه با همکاسیم حرف می‌زدم" 

همیشه از اینکه جوابِ کیفی به سوالِ کمیتی‌ام داده میشه کلافه میشم. ولی راه‌شو پیدا کردم. دو تا داده پرت! 

+ چند نفر اومده بودن همایش؟ 
- خیلی
+ 10 نفر یا 200 نفر؟
- 30 40 نفر

نصف دیالوگ‌های روزانه من، فهموندن منظورم

بعد شنیدن خبر انتشار آهنگ مشترک سینا سرلک با مهراد جم و همچنین، آرش و مسیح با همای، تنها خبر شوکه کننده بعدی فیت استاد شجریان با تی‌ام بکسه

دوست دوران بچگیمو دیدم. ازش پرسیدم داریوشو یادته؟ گفت نه. گفتم دوچرخه‌ام بود. با کشیده ترین حالت ممکن گفت " آآآآآآ راست میگی" چند ثانیه بعد ادامه داد که "ببین چقدر متوهم بودیم که واسه دوچرخه اسم می‌ذاشتیم" گفتم فرقش اینجاست که الان یادت میاد داریوش کیه ولی کسی دوچرخه تو رو یادش نمیاد