خیلی وقت بود ندیده بودمش . با هم قرار میزاریم . میاد . از موضوعات مختلف حرف میزنیم . موضوع عوض میشه . لحن صداش عوض میشه . سرعت حرف زدنش کم میشه . چشاش پر اشک میشه ولی هیچ کدوم پایین نمیریزه ...

بهش گفتم محمد ، پشیمونی ؟ گفت نه