دوست دارم ی چیزی بنویسم ولی چیزی ب ذهنم نمیرسه
جز اینکه امیرحسین امروز صبح رفت تهران . علی فردا صبح میره . میلاد هم احتمالا فردا میره
جز اینکه 10 سال وقت صرف کردن واسه درست کردن فیلم محمد (ص) رسول الله نشون میده خیلی کند کار کردن
جز اینکه فردا باید برم دانشگاه تا کارای تسویه حسابو تموم کنم
جز اینکه تابستون داره تموم میشه و من هنوز هیچ کاری نکردم
جز اینکه دوست دارم ی گوشی بخرم ولی دیگه مث گذشته ذوق زده نیستم . احساس میکنم با همین گوشی جاوایی ک دارم کارم راه میفته .
جز اینکه یادم رفته چ روزی باید سال نویسم رو بنویسم ( حوصله ندارم الان توضیح بدم سال نویس چیه )
جز اینکه الان ی سردرد وحشتناک دارم
چیزی ب ذهنم نمیرسه