پیاده میام خونه . وسط راه ی سری پسر بچه رو می بینم ک دارن فوتبال بازی می کنن . نمی دونین چقدر آرزو می کردم توپ شون بیاد نزدیک من باهاش ی حرکت خفن بزنم ولی متاسفانه نیومد . از کنار یکی شون ک رد میشدم ،شنیدم ک داشت با احساس می خوند :

غم دنیا ست ، اون بره و ترکت کنه 

هیچ کسم نباشه که درکت کنه