عقاید یک رامین

عقاید یک رامین

به هر دری میزدیم بسته میشد

ثانیه میرفت و ما هم دست به ریشو

همه روزامون غروب جمعه بود 

ک تو دل ما در میکرد غم خستگیشو

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • جمعه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۴، ۰۶:۵۶ ب.ظ

 ۱ تا نظر تا الان نوشتن

جاااانم دایان
چ عجب یکی این بشرو شناخت :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی