دیشب اتفاق جالبی افتاد . بعد افطار ، تو ذهنم ، خودمو تو سن 65 سالگی دیدم ... اولین بار ک اصن به پیری ام فک میکردم . خودمو دیدم ... یه پیرمرد ک خیلی کم حرف میزنه ... هر دفه هم میخاد چیزی بگه حرفشو میخوره و فقط یه لبخند میزنه ...