عقاید یک رامین

عقاید یک رامین

همچنان سبک low key رو ادامه میدم :)

امید وارم خوشتون بیاد :)

2 نکته مهم 

1- برای بهتر دیدن عکسا روشون کلیک کنین 

2- تمام عکس ها با نور طبیعی گرفته شدن :)

حصار

تشخیص میدین چیه ؟ 

حصار کارگاه ساختمونه 

 

 

 

 

 

 

کیوسک تلفن

کیوسک تلفن

 

 

 

 

 

 

برگ سبز

برگ سبز

 

 

 

 

 

 

شلیل

شلیل 

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • جمعه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۰۰ ب.ظ

نظرات  (۲۳)

هوم... چه خوبن ^_^
مخصوصاً اون اولیه؛ عالی بود ;)
ممنووووون :)
خاهش می شود :)
کیوسک تلفن از بقیه قشنگ تر بود :)
سلااااام :)
خوبی ؟ 
از این ورا ؟ 
خاهش می شود :)
  • بهار پاتریکیان D:
  • چقدر قشنگن =)
    :)
    لطف دارین :)
    وای خیلی قشنگن...خیلی زیاد...

    اون آخریه شبرنگه مگه نه!?

    آخه شلیل سبزه!

    قرمزا شبرنگه..من عاشق شبرنگم ...شبرنگ سفت :)

    موتوشکرم :)

    شلیل سبزه ؟ :| شفتالو سبز نبود ؟ 

    شاید تو تهران شبرنگ میگن . 
    احسنت . سفت باشه :) صد امتیاز
    دو روز بود ی حسی بهم میگفت قراره پست جددیدتون "عکس" باشه :)
    کیوسک تلفن همراه حس فیلم پلیسی داره ....
    برگ سبزا خیلی عالی ان ....
    من هر عکسی رو با ی هدف خاص نگا میکنم . مثلا یکی رو با مضمونش . یکی رو بخاطر منظره اش . "عکسای شما با احساس ان" 
    حس تون درست بود :)
    جالبه :)

    لطف داریییین :)
    خشگلن
    ولی ب نظرم سوژه رو بسازین
    یا یه زاویه ی دید جدید بدین ب همینا
    خود عکسه خوشگله اما محتوا نداره
    مثل شلیل
    کیوسک و برگ خوشگل بودن:)
    ممنون :)
    قبول دارم ک محتوای خاصی ندارن .
    اینا همشون با نور طبیعیه یه کم وضعیت سخته . عکسای قبلی رو ک خودم نور پردازی میکردم خیلی راحت بودم . ولی این بار همش نور خورشید بود و من نمی تونستم زاویه نور رو عوض کنم یا اصن خود سوژه رو بچرخونم . 
    ولی هم چنان در تلاشم . پیدا کردن سوژه سخته . 
    چقدر خوبن..
    بابای من دیوانه ی بازی با نوره..

    + سلام دوربین آقای رامین :)
    ممنووووون :)
    اصن نور ی چیز دیگه ست :)

    + سلاااااام :)
    نهههه شفتالو که همون هلو هستش! :|

    البته شبرنگ هم از خانواده شلیل سانان هستش ولی اونکه شلیل خالیه سبزه اون که شلیل شبرنگه قرمزه!

    پیچیده شد ! :| :))

    :| شفتالو اگه هلو بود ک بهش میگفتن هلو :)))

    شلیل سانان :)))))
    خلاصه ما به این قرمزا شلیل میگین :)) شما میگین شبرنگ :))
    هیچی نمیتونم بگم
    هیچی
    خیلی قشنگه عکسا
    خیلی خیلی زیاد
    همین :) :) :) :)
    مممننننننونوووون :)
    مرسیات زیاد :)
    آقا شما سرچ کنید شفتالو اگه براتون هلو رو نیاورد! :|

    شفتالو و هلو یکی ان :/

    زدم :| جالبه . همش هلو بود :| ولی ما ب اون سبزا ک پستشون هم کرک داره میگیم شفتالو 

    شما شلیل رو هم سرچ کنین . همون "شبرنگ" شما رو میاره 

    مث اینکه هیچ کس اون سبزا رو دوست ندارن . هیشکی صداش نمی کنه :))
    اینقد سر شلیل و شبرنگ بودنش دعوا نکنین از دور شبیه "گوجه" اس :))))

    + ولی مام شلیل میگیم ..
    دعوا نمی کنیم . داریم اختلافات فرهنگی-منطقه ای-نام گذاری میوه هارو بررسی میکنیم . ب جاهای خوبی رسیدیم :))
    گوجه ؟ خب بیاین یه کم نزدیک تر خب :))

    + احسنت :))
    احتمالا به اون سبزا می گن "ازین سبزا"! بی نوا... :/

    شما سرچ کنید شلیل شبرنگ همون که من میگم رو میاره :))

    :)))

    شلیل شبرنگ هم سرچ کردم نصفش هلو بود :))

    من احساس میکنم تو مهد کودک اون روزی ک میوه هارو یاد میدادن من غایب بودم :))))
    خداروشکر :) ادامه بدین ...
    رفتم نزدیکتر حل شد :))

    + :)
    حله :)
    اوهوم میفهمم چی میگین
    خب معلومه ک سخته:)
    :) خب بالاخره شما هم عکاسین :)
    عکاسا حرف همو بهتر میفهمن :))
    من مهد نرفتم ولى سال اول ابتدایی هم یادم نمیاد جلسه ای از کلاس ها رو به میوه ها اختصاص داده باشن! :|

    حالا یا مشکل از سیستم آموزشیه یا اون جلسه که من سرخجه گرفتم میوه ها رو یاد دادن! :/

    اصلا تقصیر خود این میوه هاست که از خانواده شون خودشونو مستقل نکردن!(احساس کردم این می تونه مقصر خوبی باشه) :| :))

    :)) وقتی میگین یادم نمیاد جلسه ای رو به میوه ها اختصاص داده باشن من کاملا باور میکنم با توجه ب حافظه شما :)

    احسنت . معلوم نیس کی ب کیه :))
    خوبه:)
    مرسی :)
    ب جان خودم من عکاس نیستمD:
    ولی میدونم وقتی میخوای یه چیزی بگیری ولی کلی چیز مزاحم یا محدودیت وجود داره چقدر آدم حرصش در میاد مخصوصا اگر با نبود اون مزاحما یا محدودیت ها مطمئن باشی که عکس خوبی میشه:(
    جمله دوم کاملا جمله اولو نقض میکنه . 
    جمله دوم درسته . پس جمله اول درست نیس :))
    یه کم اعتماد ب نفس داشته باشین خب
    این طوری پیش هر کس بگین ب ضررتونه کافیه فردا روزی ک نمایشگاه بزارین همه میگن اون خودش میگفت من عکاس نیستم الان اومده نمایشگاه میزاره واسه ما 
    شما خیلی هم عکاسین :)
    آخه منظور از اینک عکاس نیستم همینه که نمیخوام هیچ وقت عکاس باشم. نه اینک عکسای خوبی نمیگیرم.من هیچ وقت نمایشگاه نمزارم
    یکی از راه های یاد گرفتن کادر بندی برای کارگردانی عکاسی. عکاسی و استوری برد. من نقاشیم خیلی ضعیفه و از پس استوری برد بر نمیام پس با عکاسی سعی میکنم تمرینش کنم. هرچند میشه با عکاسی کلی کارا کرد. ولی ب گمانم تمرکز روی یک چیز آدمو موفق تر میکنه:)
    حالا تا چند سال دیگ یهو دیدین گفتم بیاین نمایشگاهم من ب هیچ کدوم از حرفام اعتباری نیست:))
    اهان . که این طور :)
    ولی خب مغایرتی نداره ک . هم کارگردانی می کنین و هم عکاسی :)
    نمیدونم نظرم رسید یا نه
    طولانی بود دیگ دوباره حوصله ندارم بنویسم:))
    در کل مرسی:)
    من هر چی اومده تایید کردم 
    خواهش میشود :)
  • آبان دخت ...
  • آقا!!!!!!
    بسی عالـــــــــی :))
    احسنت و احسنت و آفرین و براوو بر شما عکاس باشی گرانقدر :))))
    موتوشکرم از شما :)
    اون برگ سبزه پتانسیل اینو داره که بره تو مجله ی national geographic :)
    کارتون عالیه ممنون که عکسارو به اشتراک میذارین .
    ممنننننننونننن :)
    خاهش می شود :)
    زیاد خواب میبینم ولی خیلی کم پیش میاد ک بیشتر قسمتاش یادم بمونه . امروز صبح ک خواب بودم خواب عکاسی شما رو دیدم حیفم اومد نگم بهتون .
    نمیدونم عکسا تو نت بود یا نمایشگاه یا کجا ولی میگفتن جایزه بزرگی گرفته . اولی عکس ی مانتو طوسی با دکمه های ریز بود لای ی عالمه رخت خواب ک روی هم چیده شده بود . دومی ی کت و شلوار طوسی گشاد و خیلی قدیمی داخل ی کمد ک درش نیمه باز بود . آستینا و قسمت کمرش با سنجاق گره خورده بود . ی مرد میانسالی ک فقط تصویر اون دیده میشد پرسید: مال باباتونه؟؟ و شما گفتن: نه مال مش ریحون(خواب بود منم میدونم ریحان اسم زنانه اس) دوست بابامه مال خیلی سال پیشه . بعد شروع کردین ب سخنرانی و گفتین: موتور باباتونو واسه خودتون برداشتین و خیلی دوسش دارین . میگفتین از اصالتتون دور نشدین و نمیشین ولی نمیخایین منفعل باشین و قراره دنیا رو تغییر بدین بخصوص برا مادرتون . بوی آش رشته میومد . پرسیدم گفتین آش رشته های مامانتونه و هیشکی نمیتونه مث مامانتون درست کنه ..... والبته نشد ک حداقل تو خواب آش رشته ای ک بوش اینقد خوب بود رو بخورم . آبجی جان با لگد بطور لطیف و ظریف بیدارم کرد .
    جالب اینکه اصن تصویری ازتون نبود و فقط صدا بود و جالبتر اینکه فارسی بود تمام مکالمات.
    :)
    :) ممنون ک تعریف کردبن 
    جالب بود
    مش ریحون :))))))))

    این سبک دقیقا چطوری سوژه رو تنها وسط تاریکی خفت میکنه؟
    این تاریکی دو جور حاصل میشه . یا طبیعیه یا بعدن با فتوشاپ درست میشه . 
    تو عکس مربوط ب شلیل : توی بازار بودم . بازار قدیمی . از اونایی ک بالای سقفش سوراخ هستو نور میفته رو زمین . از شانس من نور افتاده بود رو میوه ها و بقیه جاها تقریبا تاریک بود 
    تو عکس مربوط ب کیوسک : تاریکی های اطراف رو با فتوشاپ درست کردم ولی باید طوری می بود ک ضایع دیده نشه . من هم سعی ام این بوده ک تابلو نباشه 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    تجدید کد امنیتی