در جعبه رو باز کرد . با شوق خاصی به وسایل توش نگاه میکرد . پرگارو ورداشت دهانه اشو باز کرد . باباش مداد توی جعبه رو درآورد و گذاشت تو پرگار و توضیح داد ک با این میتونی دایره بکشی . دو تا گونیا و یه خط کش و یه نقاله هم تو جعبه بودن . باباش با طمانینه اسم و کاربرد هر کردومشونو میگفت . پسره هم خیلی با دقت گوش میداد ک محسن چاوشی تو گوشم گفت " ای چرک رو اسکاناسا ، ارابه ناشناسا ، ... "