عقاید یک رامین

عقاید یک رامین

چن سال پبش محرم بود . زنگ زدم خونه دوستم . اسم دوستم احسان بود . مامانش گوشی رو ورداشت . 

پرسیدم  "احسان هست؟" 

گفت "نه تموم شده" 

گفتم "منظورم پسرتونه"


+ چقدر موقعی ک دوستم ، سالار ، داشت این خاطره رو تعریف میکرد خندیدم من .

  • موافقین ۴ مخالفین ۰
  • چهارشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ۰۹:۲۵ ب.ظ

 ۹ تا نظر تا الان نوشتن

  • ɐɹɐɓol •_•
  •  :))
    :))
  • پرتقالِ دیوانه
  • خیلی زشته اگه نفهمیده باشم چی شده ؟
    اسم خود پسره احسان بوده 
  • بهار پاتریکیان D:
  • احسان تموم شده بود ؟! #_#
    اسم پسره احسان بود 
    خب مگه با نذری اشتباه نگرفته؟ چه ربطی به عنوانو عشق مادرانه داره پس؟
    الان ک نظرتونو میخونم میبینم خدایی زیاد ربطی ندارن بهم . من پوزش میخام 
  • گمـــــــشده :)
  • :))
    :))
    تموم شده؟ :))
    خیلی خوب بود :))
    :))
    عنوان اولی جالبتر بود :)
    شاید :)
    وا پیش شما به نذری میگن احسان :| :)))
    جالب بود ولی :دی
    جالبه . فک میکردم کلمه متداولیه 
    عاقا ما که اولش هی فکر کردیم نفهمیدیم کی با کی تشابه اسمی داشته تا بالاخره از کامنتا فهمیدیم ماجرا رو، یه پانویس هم میزاشتی توضیح میدادی مقوله رو برای ماها :)))
    مرسی اه:)))
    فک نمی کردم موضوع تا این حد بغرنج باشه 
    :))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    تجدید کد امنیتی