عقاید یک رامین

عقاید یک رامین

در مورد یه موضوعی داشت حرف میزد . من باهاش موافق نبودم . ینی معتقد بودم که نباید اصلا در این مورد حرف زد ولی هیچ عکس العملی نشون ندادم . فک میکردم حق با منه . این سکوت باعث شد ک دیالوگ ناتموم مون رو تو ذهنم ، خیال بافی کنم . هر چقدر که بیشتر فک کردم دیدم اونم حق داره . ینی حق داره که اعتراض کنه . من هم حق داشتم . حق هامون در تضاد با یکدیگر نبودن . نمیدونستم اگه تو شرایط اون بودم ، باز هم حرفای قبلی خودمو میزدم یا حرفای اونو تکرار میکردم . هنوزم نمی دونم . همین ندونستن باعث شد بعد از مدت ها حال یه نفرو درک کنم . خیلی خوشحال بودم که اون لحظه سکوت کردمو تراوشات ذهنیمو به زور بهش تحمیل نکردم . این کار به نفع من شد . من اگاه تر شدم . ولی اون هنوز فک میکنه که حق با خودش بوده فقط . من هم نمیخوام دیگه باهاش بحث کنم . همیشه که نباید بقیه رو ارشاد کرد .
  • موافقین ۶ مخالفین ۰
  • يكشنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۲۶ ق.ظ

نظرات  (۴)

با بعضی وقتا موافقم
ارشاد کردن؛ بیزارم ازش

:)

من هنوز در فک اون حرفم ک شما نگفتین :))) 
از بحث های که بی نتیجه هست باید فاصله گرفت.و سکوت کرد

احسنت 
"حق هامون در تضاد با یکدیگر نبودن" ----> هلاک این جمله شدم ، همون جمله ایه که تو ذهنم مشابهش رو داشتم ولی اینقدر روان و کوتاه نبود ...
تو هر قانونی یه استثناهایی هست ، حتی تو ارشاد کردن. 
:) 
کاش بیشتر بفکر ارشاد شدن خودمون باشیم تا بقیه 
:)
:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی