عقاید یک رامین

عقاید یک رامین

الان که دارم این پستو می نویسم ساعت 1:30 روز 18 فروردینه . تمام این مطالبی که تا امروز خوندین رو تا قبل این تاریخ نوشتم . اسفند سال پیش اتفاقاتی برام افتاد . طوری شد ک همه دوستان نزدیکم بهم گفتن ک اینقدر درونگرا نباش . حرف بزن . حرفاتو بگو . منم قبول کردم حرفشونو . تصمیم گرفتم از اینجا شروع کنم . از فروردین شروع کردم ب نوشتن . هر چی که تو ذهنم بود . از خاطرات گرفته تا ذهنیات . نوشتم تا یه کم خالی کنم مغزمو از حرف های نگفته قدیمی . یه کم خلوت بشه . جا باز واسه افکار جدید و بهتر . چن روز پشت سر هم نوشتم بدون اینکه منتشر کنم . تعدادشون داشت زیاد میشد . تصمیم گرفتم همشو یه جا منتشر نکنم . خوب نمیشد . انتشار در آینده زدم همشونو . هر روز یه پست . سر ساعت 8 تا رسیدم ب اینجا . الان در حال حاضر ( 18 فروردین ) با احتساب این نوشته ، 30 تا نوشته منتشر نشده دارم . تلاشمم این بوده ک کیفیت رو فدای کمیت نکنم . هر چرتی رو ننویسم . سطح خودم رو نگه دارم . پایین نرم . تا الان که خوب بوده . امیدوارم بعد از این هم خوب بشه . خدا میدونه تا کی بتونم این روال رو ادامه بدم . شاید براتون سوال بشه ک خب بعد از این پست چن تا پست آماده انتشار داری ؟ و من در جواب بگم سوال خوبی بود . نمیگم :)) با تشکر . روابط عمومی وبلاگ عقاید یک رامین . 

  • موافقین ۶ مخالفین ۰
  • شنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ب.ظ

نظرات  (۷)

انگار این پست رو قبلا خونده بودم، خیلی وقت پیش این روال رو برا وبتون و پستاتون حدس زده بودم :)
خوبه که اینطوری میتونین آرامش داشته باشین و خالی شین، حتی اگه فقط یه اپسیلون از طراوت قبلی کاسته شه. انتقاد نیستا میدونمم انتقاد زیاد براتون دلچسب نیست :)
:) بله اولین نفر بودین ک اشاره کردین

عه . واقعا قبلن طراوت وبم بیشتر بود ؟ جالبه . فک نمی کردم این طوری باشه
من زود عادت میکنم
پریروز فک کردم اگ از این ب بعد یه شب ساعت هشت اینجا دیگ پستی نباشه؟
بعد وحشت کردم
خیلی ممنون ک باوجود روند رو ب نزول مطالب همچنان میخونین وبلاگ منو :)
بالاخره یه روزی پستام تموم میشه :(
با هلما موافقم. منم احساس میکردم قبلا این پست رو خونده بودم یا همون حدس زدن! :)
نکنه من قبلن اینو جایی نوشتم ؟؟ :))) 
نخیر هیچ هم قرار نیست یه روزی پستاتون تموم شه، قول دادین.
حرف از تموم شدن و خاموشی بعضی جاها خیلی ترسناک و غصه دار تو وبلاگ هم مثلا وب شما و نرگس، البته برا من....
نمیدونم شاید من حساسیت نشون دادم و شاید بهترم شده :)
سعیم اینه ک این روند ادامه پیدا کنه ولی یادم نمیاد کی قول داده باشم :)
شما لطف دارین :)
نگران نباشین هنوز هستم
خیلی هم خوبه و ما لذت می‌بریم ^_^
مرسی از حضور شما :)
عالیه:)منتظریم
ممنون :)
اگرچه من پستاتون رو خاموش وار میخونم و عموما کامتتی نمیذارم (هرچند شاید دلم بخواد که نظرم رو بنویسم!) ولی هرگز دوست ندارم روزی پستای این وبلاگ به پایان برسه...

+ همونطوری هم که دوستان گفتن، این روند قابل حدس بود که قبلا بهش اشارۀ محسوسی کرده بودید... (:
دوستان خاموش خوان نیز برای ما عزیزند :)
لطف دارین :)

+ عه قرار نبود اخه اشاره کنم :))) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی