قیمه ها رو ریختم تو ماستا

دیشب انقدر خسته بودم ، رفتم اب خوردم . بجای پارچ آب ، لیوان خالیو گذاشتم یخچال . خندم گرفت خوابم پرید :))

۶ نظر ۱۲ موافق ۰ مخالف
مترسک ‌‌ در تاريخ ۰۶ مرداد ساعت ۱۰:۵۱ فرموده‌اند که:

خسته نباشی :))

وي در جواب گفت:

مرسی مرسی :))
هلما ... در تاريخ ۰۶ مرداد ساعت ۱۱:۲۶ فرموده‌اند که:

دارین پیر میشین :)))

وي در جواب گفت:

شدم :)) خیلی وقته
نیمه سیب سقراطی در تاريخ ۰۶ مرداد ساعت ۱۷:۱۹ فرموده‌اند که:

یه باری غذا روی گاز داشت میسوخت برادرم خیلی شیک هود رو روشن کرد رفت :))

خودمم یه بار رفتم تخم مرغ بشکونم، خودشو ریختم سطل زباله پوستشو ریختم تو ظرف :))

به نظرتون ارثیه ؟ :)))

وي در جواب گفت:

:))))) احسنت 

:))) مال شما برگشت پذیر نبوده :))) 

فک نکنم . از خستگیه . خستگیییییی
sina S.M در تاريخ ۰۷ مرداد ساعت ۰۷:۲۸ فرموده‌اند که:

چرا قیمه ها رو میریزی تو ماستا

چرا وبلاگا رو میری تو پستا

چرا پاستا ها را میریزی تو سسا

و این داستان ادامه دارد

وي در جواب گفت:

:))
عاشق بارون ... در تاريخ ۰۸ مرداد ساعت ۰۱:۴۶ فرموده‌اند که:

من تمام پست های این مسابقه ی اخیر طنز بچه ها رو که خوندم نخندیم اصلاً! ولی با این دو خط پست شما خنده ام گرفت! :)) مخصوصاً جمله‌ی آخر! :))

وي در جواب گفت:

:)) لطف دارین شما :)
مهسا ساداتی در تاريخ ۰۹ مرداد ساعت ۱۶:۲۸ فرموده‌اند که:

سلام
وبلاگ خوبی دارید
ممنون

وي در جواب گفت:

سلام 
ولی شما وبلاگ جالبی ندارین 
ممنون
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفان | همراه با شصت کيلو تغييرات