خستگی

اون قسمتش ک نصف شب زلزله میاد، بیدار میشی، میگی ایشالا ک چیزی نیس، باز میگیری میخوابی

۲۲ نظر ۵ موافق ۰ مخالف
فِ. شین.
۰۶ شهریور ۱۱:۰۴
عه، مگه شما هم تو تبریزی؟ ((:
+ همینقد خسته، همینقد لِه D:

پاسخ :

ینی واقعا نمی دونستی ؟؟ :))

+ یوخولو یوخولو دوردوم سورا یاتدیم :))) 
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۰۶ شهریور ۱۱:۱۴
اون قسمتش که من اصلا نفهمیدم زلزله شده!!

پاسخ :

احسنت احسنت :)) 
نیمه سیب سقراطی
۰۶ شهریور ۱۱:۲۴
یه باری نصفه شب توی خوابگاه زلزله اومد، من فکر کردم به خاطر حرکته دوستم روی تخت پایینه ، اونم فکر کرده بود من روی تخت بالا دارم غلت میزنم ! همین دگ :))

پاسخ :

:)) احسنت 

خوبه ک مانع خواب راحتتون نشده زلزله :)
مهسا .م
۰۶ شهریور ۱۲:۱۰
رضایت به قضا و قدر الهی موج میزنه اصلا :))

پاسخ :

همین طوره :)))
مهسا .م
۰۶ شهریور ۱۲:۱۲
میشه معنی جمله ای که به کامنت اول گفتی رو بگی ? :))
یه جمله ترکی هم به من بگو :))
معنیشم بگو :))
"میگن فارسا رابطشون با ترکا خوب نیست" به ترکی چی میشه ? :))

پاسخ :

خواب آلود از خواب بیدار شدم بعدش دوباره خوابیدم :)
ساغولاسیز
سلامت باشین
:| این چ جمله ای اخه ؟ 
Leila :)
۰۶ شهریور ۱۲:۱۴
:))

پاسخ :

میخند ؟ :))
صخره .
۰۶ شهریور ۱۳:۱۱
واهاهایییی رامین^___________^ من نمیدونستم تبریز هستید^^
اخی ^^

±خدا قوت:) خسته نباشید عرض میشه

پاسخ :

الان میدونین :))

+ موتوشکرم عرض میشه :)
هلما ...
۰۶ شهریور ۱۷:۰۱
بی گون اَیاغیمی تبریزدن گُویدوم اِشیه با...
عاشق کامنت "حورا" شدم. :))

پاسخ :

خب نتیجه میگیریم ک شما از تبریز نرین بیرون :)
:))
مترسک ‌‌
۰۶ شهریور ۱۷:۳۵
یه سری زلزله اومد، قشنگ صدای باز و بسته شدن در کمد و خوردن تختم به دیوار رو متوجه می‌شدم، بیدار هم شدم دیدم خونه کلاً داره بندری می‌زنه (!) اما این قدر خسته بودم گفتم قرار به زنده موندن باشه زیر آوار هم زنده می‌مونم و اگه قرار به مردن باشه، توی حیاطم می‌میرم، پس خوابو عشق است :))
حالا جدای از شوخی، خودت خوبی رامین جان؟ از صبح نگرانت بودم تا الان که تونستم بیام این‌جا حالتو بپرسم...

پاسخ :

اخه شب خیلی بد موقع ست واسه زلزله . انصافانه نیس :)) 

اره خوبم :) هیچ گونه تلفات جانی نداشته . فقط یه تکون شدید خوردیم . قربانت رفیق جان ^_^
... آبو ...
۰۶ شهریور ۲۰:۴۱
خسته نباشی :)

پاسخ :

ممنون :)
Leila :)
۰۶ شهریور ۲۳:۴۵
بله . میخند. مشکلی داره ؟ :)) مشکلی هست مطرح کنین من خیلی انتقاد پذیرم ها
:D

پاسخ :

نه اتفاقا خیلی هم عالی :)) 
פـریـر بانو
۰۸ شهریور ۰۱:۱۰
شما همینکه بیدار میشی کارت درسته! من همون بیدارو هم نمیشم :|
تهش اینه آوار بریزه رو سرم بیدار شم و در دم جان به جان آفرین تقدیم کنم :)))

پاسخ :

خب اخه تکونش شدید بود :))
خدا نکنه خانم
פـریـر بانو
۰۸ شهریور ۰۱:۱۴
زلزله خیلی بده :( خداروشکر که سلامتین...

قربان شما. ولی خب مرگ حقه! وقتشم دست خداست و بالاخره میرسه. ممکنه 18 سالگی باشه و زیر آوار. یا 80 سالگی باشه و روی تخت خواب و بر اثر سکته قلبی! :)

پاسخ :

ممنون :)

خب دلیل نمیشه با ذوق و شوق در موردش نوشتین :))
פـریـر بانو
۰۸ شهریور ۰۱:۱۹
:)

خب من تو این یه مورد آدم نمیشم :| :)) صد دفعه بابت حرف زدن در مورد مردنم و مدلای مختلف مردنم از بقیه اللخصوص ناردونه پس گردنی خوردم :/

پاسخ :

خب اخه چ کاریه در این مورد فکر کردن ؟
פـریـر بانو
۰۸ شهریور ۰۱:۳۲
خب خوبه آدم در مورد عاقبتش فکر کنه. وقتی به مرگ فکر می کنم قدر زندگیمو بیشتر می دونم و سعی می کنم لذت ببرم ازش. عاشق تر باشم. لبخندونه تر باشم. خوب تر باشم تا وقتی به ته رسیدم حسرت به دلم نمونه. وقتی به مرگ فکر می کنم از زندگی بیشتر لذت می برم. قدر نفس کشیدنمو می دونم. قدر اطرفیانمو... وقتی به این فکر می کنم که شاید همین فردا تموم شم و دیگه نتونم نفس بکشم، دیگه نتونم به شمعدونیم آب بدم، دیگه نتونم پامو تو رودخونه تاب بدم، دیگه نتونم قطره های آب دریا رو روی پاهام حس کنم و خیلی نتونم های دیگه، باعث میشه الان که می تونم بهترین استفاده رو ازشون کنم. واسه همینه همه از عشق عجیب غریبم به طبیعت تعجب می کنن. میگن تو شمالی هستی دریا و جنگل و کوه باید واست تکراری شده باشه. ولی هیچوقت اینطور نیست... من هر وقت از طبیعت حرف میزنم انگار اولین باره دیدمش. و هربار که قدم به دنیای قشنگش میذارم به این فکر می کنم که شاید این آخری باشه... پس باید بهترین لحظه ها رو باهاش داشته باشم :) و در مورد زندگی هم همینه...

البته شاید نگاه مزخرفی باشه! ولی خب من باهاش حالم خوبه :))
و خب خود مرگ هم بد نیست. به قول عزیزی: به خدا رسیدن هم زیباست :)

پاسخ :

خب این نوع تفکر خیلی هم خوبه . من هم مخالفش نیستم 
من با تفکر به مدل های مختلف مردن مشکل دارم :| 
פـریـر بانو
۰۹ شهریور ۰۱:۳۶
آهان! البته الان بهتر شدم و مثلا به جای فکر کردن به مدلای مختلفش از خدا میخوام مرگ مغزی شم که بشه عضومو اهدا کنم :دی

پاسخ :

حالا خدا نکنه ولی خب این طور فک کردن بهتره 
Leila :)
۱۲ شهریور ۰۰:۵۷
کم پیدایین آقا
اوضاع خوبه؟

پاسخ :

:) اره یه کم سرم مشغوله . یه کم ک چ عرض کنم خیلی :| 
خوبه .بالا پایین میشه . تلاش میکنم ک خوب باشه 
شما خوبین ؟
Leila :)
۱۲ شهریور ۲۲:۴۹
مشغول بودن ها انواع مختلفی داره ولی خب اگه بخوام با یه دید کلی نگاه کنم باید بگم مشغول بودن کلا خیلی بهتر از مشغول نبودنه. آدم وقتی کارهاش زیاد باشه برنامه ریزی بهتری داره و از لحظه هاش قشنگ تر میتونه استفاده کنه. امیدوارم مشغولی تون از این خوب ها باشه:)
خب خوبه. همین تلاشه یعنی درست میشه

خوبم:)

پاسخ :

بله مشغول بودن خیلی بهتر از نبودنشه . ولی یه کم تحت فشار نباشم بهتر میشم :))))) 
امروز بسیار تلاش نمودیم ک کظم غیظ کنیم تا مشکلی پیش نیاد . فردا هم ممکنه اتفاقاتی بیفته ک باعث بشه دیگه کظم غیظ نکنم :))

شکر :)
Leila :)
۱۲ شهریور ۲۳:۰۱
خب الان مساله فرق کرد و خیلی جدی شد :)) ولی کلا این کظم غیظ چیز باحالیه, هر اتفاقی افتاد داشته باشینش:)

پاسخ :

:))) اره . تو موقعیت خیلی خاصی احوال پرسی کردین :)))) 
چیز باحالی ب شرط اینکه طرفت بفهمه میتونی همون جا ب 36 قسمت نامساوی تقسیمش کنی :)))) 
Leila :)
۱۲ شهریور ۲۳:۲۱
آقا رامیییین
36 قسمت مساوی. نکنین از این کارا یوخت :))))
چقدر خوب درک میکنم اینو :))))))

پاسخ :

بابا مساوی سخته . دقت میخاد . اونم قراره هی وول بخوره نمیشه ک :))) همون نامساوی خوبه :)))
Leila :)
۱۲ شهریور ۲۳:۴۲
حالا مساوی یا نامساوی. مسئله این نیست :))
مسئله این است چطوری 36 ؟ :)) کلا بهتون نمیاد عصبانی شین:))

پاسخ :

عدد خوبیه اخه :)) 
متاسفانه وقتی عصبانی میشم کلا یه آدم دیگه میشم :|
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــــان | با کلی تغییرات