اسمش تنهاییه؟ شاید

ظهر بخاطر یه موضوع بشدت هیجان‌زده شدم ولی هیچ‌کس نبود تا باهاش خوشحالیمو قسمت کنم. دلم گرفت. 
۱۷ نظر ۸ موافق ۰ مخالف
مترسک ‌‌ در تاريخ ۰۲ دی ساعت ۰۶:۰۵ فرموده‌اند که:

نبینم تنهاییتو داداشم :/
بیا با خودم تقسیمش کن اصلاً :)

وي در جواب گفت:

:)
میدونی، این مشکل بقیه نیست. برام واضحه که چیزایی که واسه من جذابن لازم نیست واسه بقیه هم جذاب باشن. من هم نسبت به فیوریت‌های اونا همین حسو دارم. بحث من اینه که من همیشه جایی بودم که دوروبرم خیلی متفاوتن باهام. یا شایدم من نسبت به اونا متفاوتم.
شادوَرد __ در تاريخ ۰۲ دی ساعت ۰۸:۰۸ فرموده‌اند که:

بعضی وقتام هیجان زده می شیم ولی چون تو جمعیتیم نمیشه بروز داد:) حس خفگی به آدم دست می ده.

وي در جواب گفت:

نه این حسو تجربه نکردم من
פـریـر بانو در تاريخ ۰۲ دی ساعت ۰۹:۳۶ فرموده‌اند که:

(احساس همدردی و اینا...)

وي در جواب گفت:

:)
آندرومدا :) در تاريخ ۰۲ دی ساعت ۱۰:۲۵ فرموده‌اند که:

خدا چی پس ؟
+ لباس جدید مبارک :)

وي در جواب گفت:

اون که می‌بینه همیشه، لازم نیس توضیح بدم. و چه خوب که هست
+ مرسیات :)
بامبـو ❧☘☙ در تاريخ ۰۲ دی ساعت ۱۰:۴۲ فرموده‌اند که:

منم خیلی این مورد برام پیش اومده
دل آدمم واقعا میگیره
گاهی هم سعی میکنم تو خیالم با یه شخص خیالی خاص حرف بزنم بلکه یه کم از گرفتگی دلم کم بشه!!!
گاهی هم می نویسم...
و گاهی هم به طرز معجزه آسایی یکی از راه میرسه...
ولی امیدوارم اینی که شاید اسمش "تنهایی" هست یه روز بشه "تن هایی" ... که یعنی هستن کسایی که باهاشون یا هست کسی که باهاش قسمت کنیم شادیامونو...

وي در جواب گفت:

من بیشتر با خودم حرف می‌زنم 
و راه میرم. اونقدر راه میرم که خسته میشم :))
ممنون :)
صخره . در تاريخ ۰۲ دی ساعت ۱۳:۵۹ فرموده‌اند که:

بیا گروه بلاگرا :-D عاغا ما اونجا همممه چی رو قسمت میکنیم:-D درد غم سرماخوردگی شادی:-D خلاصه که در خدمتیم

وي در جواب گفت:

عه. مگه شما اونجایین ؟ :))))) 
جناب دچار در تاريخ ۰۲ دی ساعت ۱۴:۰۰ فرموده‌اند که:

وی در جواب گفت! :))

وي در جواب گفت:

وی در جواب عنوانو گفت منظور ؟
صخره . در تاريخ ۰۲ دی ساعت ۱۴:۱۰ فرموده‌اند که:

کجاااا:-D؟ گویا گروهای زیادی بین بلاگران عستند
یکیش هم واس ما و دوستان است:-D

وي در جواب گفت:

بله بله :)) ما ک.چه بغلی هستیم :))
جناب دچار در تاريخ ۰۲ دی ساعت ۱۴:۱۶ فرموده‌اند که:

نه همین که توی جواب کامنتا میاد ! برام جالب بود

وي در جواب گفت:

اهان :)
صخره . در تاريخ ۰۲ دی ساعت ۱۴:۴۸ فرموده‌اند که:

خلاصه هر وقت خواستین یه توک پا بیاین کوچه ما:-D

وي در جواب گفت:

:)) چشم 
مجتبی در تاريخ ۰۲ دی ساعت ۱۵:۳۶ فرموده‌اند که:

مظلوم نمایی نکن برادر من... بگرد یه آدم تنهای دیگه رو پیدا کن و خوشحالیت رو باهاش قسمت کن... دنیا پر از آدم های تنهاست... تازه ثواب هم داره :)

وي در جواب گفت:

خب تجربه کردم. با شنیدن "خب که چی؟" یا "عه جالبه" یا عوض کردن موضوع حس جنون بهم دست میده :|
مجتبی در تاريخ ۰۲ دی ساعت ۱۶:۲۶ فرموده‌اند که:

ولی بالاخره یه روزی یکی پیدا میشه... ناامید نباش :)

وي در جواب گفت:

شاید اصلا کسی پیدا نشه. بخاطر همون سعی میکنم خودم تنهایی لذت ببرم ازش
ف.ع ‏ ‏‏ ‏ در تاريخ ۰۲ دی ساعت ۱۷:۲۶ فرموده‌اند که:

به بهههه چه قالبییی ^_^ خیلی خوشگل و زمستونیه :)

وي در جواب گفت:

تشکرات فراوان :)
هلما ... در تاريخ ۰۳ دی ساعت ۰۱:۲۹ فرموده‌اند که:

حتی اینجور وقتا آدم میتونه برا خودش بنویسه و یادداشت کنه.
یه چیزی برا این پست تو ذهنمه اصلا نمیدونم چطوری کلمه ها رو کنار هم بچینم که منظور و مفهوم حرفم رو برسونه.

وي در جواب گفت:

با نوشتن حل نمیشه.
هلما ... در تاريخ ۰۳ دی ساعت ۰۱:۴۹ فرموده‌اند که:

اونکه بله، اتفاقا موقع مرورش باز یاد تنهایی میافتی.

وي در جواب گفت:

اونم هست. بیشتر نمیتونم با کلمات منتقل کنم
عاشق بارون ... در تاريخ ۰۳ دی ساعت ۰۲:۱۲ فرموده‌اند که:

اوهوم. وقتی آدم بخاطر تفاوت دور و بری‌هاش نتونه از چیزی که ذوقش رو داره حرف بزنه خیلی حالش گرفته می‌شه. فقط می‌شه به این شرایط عادت کرد.

وي در جواب گفت:

بدجوری هم گرفته میشه ...
fa fa در تاريخ ۰۴ دی ساعت ۱۰:۱۴ فرموده‌اند که:

اینو خیلی میفهمم...

وي در جواب گفت:

:(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفان | همراه با شصت کيلو تغييرات