حس عجیبیه . حس عجیبی دارم . دو شبه ک نخابیدم . ساعت 8 ( 6ساعت بعد ) آخرین امتحان دوره کارشناسیه ( امیدوارم آخریش باشه) .

دیروز از هم دو امتحان داشتم . واسه آدمی مث من خیلی ظلمه تو 24 ساعت 3 تا امتحان داشتن . واسه منی ک کنترل ذهنم دست خودم نیست خیلی ظلمه . دیدن علی تو حالت برام عجیب بود . اولین بار بود ک تو اون وضعیت دیدمش . 

ی بار ازش پرسیدم حالت خوبه ؟ گفت نه . گفتم حالت بده ؟ گفت نه . گفتم پس چی؟ گفت "جالبم" نه خوبم نه بد . فقط جالبم . متوجه نشدم چی میگه . اما تو این روزا متوجه شدم ک منظورش چیه . الان منم جالبم 


دارم می نویسم و تو هندزفری آهنگ پخش میشه :


دلم از دنیا گرفته 
شب من مهتاب نداره 

روز من بی تو عزیزیم
حتی خورشیدم نداره 

می شنوی صدای قلبم
واسه تو میزنه هر بار

می شنوی هر نفسم
واسه تو زنده ام انگار


راستی گفته بودم علی شعر هم میگه ؟؟ شعراش خوبه . بعدن میزارم براتون :)