عقاید یک رامین

Workplace Computer

بعد مدت‌ها دور هم جمع شده‌بودیم. چند ساعت رو باهم گذروندیم. وقتی داشتیم با امیرحسین، علی رو می‌رسوندیم خونه، یکی از بچه‌های دانشگاهو تو کوچه دیدیم. چند دیقه حرف زد و رفت. بعد رفتنش :


من: خدایا این بشر چقدر نچسبه. فکر کنم تا الان سه چهار بار تو اینستا ریکوئست داده و من کنسل زدم. 
امیرحسین : منو هم فالو کرده بود من قبول نکردم.
علی در حالیکه داشت می‌خندید : منم اکسپتش نکردم.

۱۴ نظر موافقين ۷ مخالفين ۰ پنجشنبه