منو دنبال کنید
مگسی را کشتم

نه به این جرم که حیوان پلیدیست بد است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است


طفل معصوم به دور سر من میچرخید

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه مشهورش تا به آن حد گندم


ای دو صد نور به قبرش بارد

مگس خوبی بود


من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد

۱۱۷ نظر موافقين ۷ مخالفين ۰
شنبه
دیوار هی نزدیک‌تر میشه

من از خودم فاصله می‌گیرم

۰ نظر موافقين ۸ مخالفين ۰
پنجشنبه
و چیزهای دیگه

اونی که رو نداشت، تو داشت ولی می‌دونست چشه

مدام با خودش گفت از این بدتر هم می‌تونست بشه

۶ نظر موافقين ۳ مخالفين ۲
پنجشنبه
شعر 55

هی فکر می‌کنم که چگونه؟ چرا؟ چطور؟
من سال‌هاست گریه نکردم، شما چطور؟

من سال‌هاست عاشق چشمی نبوده‌ام
حالا نگاه کن منِ پر ادّعا چطور-

برگشتم از غرورم و با چشم‌های خیس
-ساکت نشسته‌ام که بفهمم تو را چطور

وصفت کنم الهه پنهان میان شعر
شیطان بخوانمت؟ نه… فرشته؟ خدا چطور؟

این کوچه‌ها به غربتم اقرار می‌کنند
این‌ها که دیده‌اند به دیوارها چطور…

هی فکر می‌کنم که چه شد عاشقت شدم؟
هی فکر می‌کنم که چرا؟ کی؟ کجا؟ چطور؟


مجید ترکابادی



+ چقدر زیبا سه تا بیتو بهم وصل کرده :)

۹ نظر موافقين ۷ مخالفين ۰
شنبه
بیت اول خیلی مهمه :))
رادیوبلاگی‌ها به مناسبت روز حافظ برای وبلاگا فال گرفتن. برای من هم فال گرفتن. قرار این بود که وبلاگا هم دکلمه شعرشون رو بزارن تو وبشون. الوعده وفا :)) با تشکر از زحمات بچه‌های رادیو و کسایی که تفسیر کردن شعرو :)) متن شعر تو ادامه مطلب هست
این شما و این دکلمه شعر :
 
 
 
 
بقیه‌اش ۱۵ نظر موافقين ۶ مخالفين ۰
پنجشنبه
به مناسبت روز بزرگداشت حافظ

گر تیغ بارد ، در کوی آن ماه / گردن نهادیم ، الحکم لله

ما را به رندی ، افسانه کردند / پیران جاهل ، شیخان گمراه

جانا چه گویم ، شرح فراقت / چشمی و صد نم ، جانی و صد آه

مهر تو عکسی بر ما نیفکند / آیینه رویا ، آه از دلت آه

حافظ چه نالی ، گر وصل خواهی / خون بایدت خورد ، در گاه و بی‌گاه


+ با صدای ساز و شخص شخیص سیامک آقایی بشنوید



+ شعر، ترکیبی از چند غزله.
۷ نظر موافقين ۷ مخالفين ۰
پنجشنبه
خندیییییید

گفت 

میشه پشتشو برام بنویسین ؟ 


 عکسو بهم داد و پشتش نوشتم 

دوست همان بِه ک بلا کَش بود

عود همان بِه ک در آتش بود


عکسو بهش دادم . چرخوند و خوند 

دوست همان به ک ... چی ... بلاک اش بود ؟ 


خندیدم و گفتم 

بلاااا کش . بلاک اش چیه دیگه ؟؟ 

۷ نظر موافقين ۶ مخالفين ۰
شنبه
خیلی وقت بود شعر نزاشته بودم

ای کـه چـون رخ می‌‌نمایی آفـتاب آیـد برون

آن چنان مستی که از چشمت شراب آید برون


زلفکانت خـود حجابی بـر نگاهت می‌کـشد

وای از آن روزی که زلفت از حجاب آید برون


آن که می‌گوید دوام عالم از بی بند و باری شد خراب

گیسوانت را رهـا کن خود خـراب آید برون


آن که می‌گوید صبوری کن بهشت از آن ماست

هـر کجا رخ می‌‌نمایی با شـتاب آید برون


زاهد از اندوه رسوایی به رخ دارد نقاب

ور نه پیش دیگران خود بی‌ نقاب آید برون


گوئیا در خواب غفلت مانده اند اصحاب کهف

پس تو رخ بنما که این عالم ز خواب آید برون


همای

۹ نظر موافقين ۵ مخالفين ۰
دوشنبه
#روزبه_بمانی #سینا_سرلک

اگر برای ابد ، هوای دیدن تو 

نیافتد از سر من ، چه کنم ؟

هجوم زخم تو را ، نمی کشد تن من

برای کشته شدن ، چه کنم ؟

هزار و یک نفری ، به جنگ با دل من

برای این همه تن ، چه کنم ؟


۲ نظر موافقين ۷ مخالفين ۰
شنبه
دیشب خواب دیدم ، دارم گلای باغچه مون رو آب میدم
این قسمتشو خیلی دوست دارم ...
۵ نظر موافقين ۶ مخالفين ۰
پنجشنبه
گریه ها کرده وطن
راز خوشبختی من ، خفته در قلب من است
تو کجا میگردی ؟ قلب من ، این وطن است

خاک مادرزادی ، خانه اجدادی
این وطن ارثیه پشت در پشت من است

هیچ ابرقدرتکی ، مرد تسخیرش نیست
زن اگر تهمینه ، مرد اگر تهمتن است

گریه ها کرده وطن ، تاب آورده وطن
مام پر درد وطن ، مادری شیرزن است

قلب من ! خانه ی من ، خانه زخم به تن
خسته ام از جانی که گرفتار تن است

من به مرگ آگاهم ، مرگ را میخواهم
هم وطن ها راهم ، دشمن آتش زدن است
۴ نظر موافقين ۷ مخالفين ۰
پنجشنبه
جالب بود
آنلاین رقیبانی و من سین ندارم
۴ نظر موافقين ۶ مخالفين ۰
سه شنبه
نجوایی

رستنی ها کم نیس

من و تو کم بودیم 

خشک و پژمرده و تا روی زمین ، خم بودیم

 

گفتنی ها کم نیس

من و تو کم گفتیم 

مث هذیان دم مرگ ، از آغاز چنین ، در هم و بر هم گفتیم


 

۷ نظر موافقين ۵ مخالفين ۰
شنبه
شاید یادتون نیاد

Temptation in my heart

I'm burning, I fall apart

When the night falls

My heart calls for love and devotion

۴ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰
چهارشنبه
غم کهنه

از روز ازل غم با من زاده شده ست 

این قرعه به نام دلم افتاده شده ست

 

هرگز نکنم از غم عشقت پرهیز

تا فرصت زندگی به من داده شده ست 
 

۳ نظر موافقين ۷ مخالفين ۰
سه شنبه
فیل و کوران

بعضی وقتا فک میکنم ک بقیه آدما مثل کورهای داستان فیل و کوران هستن و من ، یه فرد بینا اما لال که حقیقتو دارم می بینم ولی نمیتونم به بقیه بگم . ینی یه چیزی تو مایه های 


من گنگ خواب دیده و عالم تمام کَر

من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش 

۵ نظر موافقين ۱۱ مخالفين ۱
چهارشنبه
دستاتو بردار از گلوی من

از گلوی من دستاتو بردار

۱۳ نظر موافقين ۸ مخالفين ۱
شنبه
سازت را با بهار کوک کن

...

ولی این روزا نمی مونن و می گذرن

یه روزی باز صدای خنده هامو همه می شنون



سازت را با بهار کوک کن

این جملات دقیقا حس الانمه

دعوت میکنم از عارفه خانم ، هلما خانم و نرگس خانم 

۶ نظر موافقين ۶ مخالفين ۱
شنبه