پس کی اونارو نصیحت می‌کنه؟

چون اولین باره تو این سن هستیم، بزرگترا بخاطر تجربه گذروندن این سن مارو نصیحت می‌کنند. اما خود این بزرگترها برای اولین باره که دارن سن فعلی‌شونو تجربه می‌کنند. از کجا معلوم دارن درست زندگی می‌کنند؟ از کجا معلوم همین نصیحت کردن‌شون بعنوان یه بزرگتر درست باشه؟ اونا هم تجربه سن فعلی‌شونو ندارن دیگه،

۷ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

تو داری تلقین می‌کنی که درد داری

دفعه بعدی که یکی بهتون گفت "داری تلقین می‌کنی واسه خودت" با آرنج برین تو صورتش. از درد که نالید بگین 

۱۴ نظر ۹ موافق ۰ مخالف

یا از دوستات یا از عزیزات

مزیت mute کردن همه 480 تا چت‌ات به غیر از 40 نفر، اینه که وقتی نوتیفیکیشن میاد نمیگی بعدا نگاه می‌کنم؛ همون لحظه چک می‌کنی چون 

۱۷ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

بیاین با هم حرف بزنیم

تو فیلمای پلیسی نشون میده کاراگاه‌ها و پلیس‌ها میرن با مظنون‌ها و قاتل‌ها حرف میزنن تا حقیقت رو بفهمن، تا بدونن انگیزه یا هدف‌شون از انجام کارشون چی بوده. چرا ما برای حل اختلافات جزئی با دوست‌ها و اطرافیان‌مون باهاشون حرف نمی‌زنیم؟ در مورد ناراحتی‌هامون با همه حرف می‌زنیم غیر از خودشون

۱۰ نظر ۸ موافق ۰ مخالف

راستی باهم چایی هم خوردیم

هفته پیش با یکی از دوستام (غیر وبلاگی) یه کم بحث‌مون شد. این‌طور که من از دوست مشترکی که ایشون ازش خوشش نمی‌اومد، دفاع کردم. دیگه جواب پیام‌هام رو نداد. من از هفته پیش ذهنم درگیر این بود که دیدمش چی بگم. عصبانی بود منم عصبانی بشم؟ یا خونسرد جلو برم؟ اگه قضیه فلان رو مطرح کنه من چه جوابی بدم؟ اگه فلان جمله رو گفت منظورش چیه؟ اگه باهام حرف نزد، بیخیال بشم یا نه؟ اصلا باهاش حرف بزنم یا نه؟ از این جور سوال‌ها. توی این یه هفته ازش یه غول ساخته بودم تو ذهنم و طبق پیش‌بینی‌هام تو 90% حالات ممکن عصبانی و ناراحت بود. امروز با اینکه هزار تا کار ریخته بود سرم و خسته بودم ولی رفتم دیدمش. انتظار داشتم حتی جواب سلامم نده ولی در عین ناباوریم خیلی راحت و معمولی برخورد کرد. وقتی ازش در مورد ماجرا پرسیدم گفت گذشت رفت ولی من پیگیر شدم و یه کم در مورد اون روز حرف زدیم و تو ده دقیقه همه چی حل شد.


از دو بابت خوشحال بودم. اول از اینکه تو این یه هفته کلافه‌اش نکردم با پیام دادن، اس‌ام‌اس زدن، زنگ زدن. صبر کردم تا یه کم به آرامش برسه. خودمم تو این مدت به آرامش رسیدم. وقت داشتم فکر کنم اون چی گفته، من چی گفتم. در نهایت منطقی با موضوع برخورد کنم. 

دوم از اینکه بیخیال نشده بودم. می‌تونستم خستگی و مشغله‌ام رو بهانه کنم و بگم "من تو این هاگیرواگیر برم ببینم اون چرا ناراحت شده؟ به جهنم که ناراحت شده" ولی یاد روزای خوب‌مون افتادم. دیدم آخر بی‌انصافیه. با اینکه دوستم می‌تونست رفتنمو "به غلط کردن افتاده بود" تعبیر کنه ولی دلیل نمیشد من نرم. رفتم و تمام سوتفاهم‌هارو هم از بین بردم.

از یه بابت هم ناراحت بودم. چون این یه هفته همش به بدترین اتفاقای ممکن فکر کرده بودم. تخیلاتم، یه گلادیاتور با شمشیر بزرگ از دوستم ساخته بود و منو مجبور کرده بود به فکر سپر باشم. امروز دیدم تمام این استرس‌ها و دل‌نگرونی‌ها همش اضافی بود...

بیاین برای حل مشکلات‌مون با هم، حرف بزنیم. رو در رو

۱۱ نظر ۱۳ موافق ۰ مخالف

و چقدر دردناکه این کشش روح

برای بالغ شدن علاوه بر جنبه فیزیکی، روح هم باید بزرگ بشه. بزرگ شدن روح هزینه داره. هزینه‌اش اینه که ظرفیت‌ات رو بیشتر کنی. زود پر نشی. زود سرریز نشی، همیشه جا داشته باشی برای هضم اتفاق‌ها. زود از کوره در نری. عکس‎‌العمل سریع و نسنجیده نشون ندی. تحمل کنی. صبر کنی. ببخشی. نادیده بگیری. حتی اگه پر شدی هم باید سعی کنی روح‌ات رو کش بدی تا بزرگ بشه و سرریز نشه 
۱۲ نظر ۱۲ موافق ۰ مخالف

سلامتی خودمون

چن روز پیش می خواستم یه پست در مورد روحیه بلاگری بنویسم "فقط ما نیستیم ک حرفامونو مطرح میکنیم . اشخاصی مث اینستاگرامر ها هم مث ما بلاگرا حرفاشونو میزنن ولی تو یه جای دیگه . بحث در مورد این روحیه ست . فرقی نمی کنه ک کی کجا حرفشو میزنه . اتفاقا خیلی ها هم هستن ک تو این راه خیلی موفقن و کلی آدم دنبالشون میکنن و ... " که با دیدن چن تا عکس همه چیز برام عوض شد 


قیمت تعرفه ها : 

مطی حیدری : عکس بهمراه تبلیغ دو میلیون - عکس تگ شده یک و نیم میلیون - استوری یک میلیون

گل انار : هر پست یه میلیون

محمدرضا ماندنی : پست یه میلیون - استوری 500

و ....


این اشخاص با این کارشون کلاه برداری نمیکنن . حق منو نمی خورن . پول مردمو بالا نمیکشن . دزدی نمیکنن . مردمو تیغ نمیزنن . صنعت تبلیغات همیشه بوده و بعد از این هم قراره باشه ولی میدونین چیه ؟ با خوندن این ارقام یه جوری شدم . خورد تو ذوقم . انتظارشو نداشتم . با اینکه من هیچ کدوم از افراد بالا رو دنبال نمی کنم و کشته مرده شون نیستم ولی به دید یه آدم خوب نگاه میکردم ک داره با حرفا و عکساش شادی و خوبی و سرزندگی رو بین مردم ترویج میده . الان ناخوداگاه این تو ذهنم می پیچه ک دارن پول میگیرن تا حرف خوب بزنن . حرفا حرفای خودشون نیس دیگه انگار . بخاطر پوله . حداقل بعد از این میتونم دلمو به این خوش کنم ک بلاگرا فقط و فقط بخاطر دل خودشونه ک می نویسن . سلامتی بلاگرا :)

۹ نظر ۹ موافق ۰ مخالف

یا به اختصار، " روز دختر مبارک"

هر جنس مذکری چندین نقش تو زندگی میتونه داشته باشه : پسرِ والدینش باشه ، برادر باشه ، همسر باشه و پدر باشه . هر جنس مونثی هم چنین نقش هایی میتونه داشته باشه : دخترِ بابا مامانش باشه ، خواهر باشه ، همسر باشه و مادر باشه . 3 تا مورد آخر ینی خواهر ، همسر و مادر بودن میتونه واسه همه اتفاق نیفته ولی مورد اول این طور نیس . هر دختری/پسری که بدنیا میاد ، از همون لحظه تولد، نقش دختری/پسری رو به دوش میکشه . 
به نظر من روز دختر ، روز نسبت دختریه . ینی روز تمام جنس مونث ها . نه روز جنس مونثی که هنوز ازدواج نکرده . نسبت دختری به سن ربط نداره . به وضعیت تاهل بستگی نداره . تاریخ انقضا هم نداره . همه خانم ها تا آخر عمرشون ، دخترِ پدر مادرشون هستن . 


روز نسبت دختری مبارک :) 
۴ نظر ۱۵ موافق ۰ مخالف

پسرا باید برن سربازی تا مرد بشن

یکی از جمله هایی ک بهش حساسیت دارم اینه ک یه دختر بگه 

۷ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

صمیمیت زوری

لعنت به اون صمیمیتی ک اجازه میده هر خزعبلی به زبون بیاد . آدم با یکی دو نفر صمیمی میشه . نه ک با همه . هی میخام بگم دوستان عزیز ، یه لطفی کنین با من صمیمی نباشین . چرا همسن بودن دلیل میشه ک با من احساس صمیمیت کنن ؟

۱ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

ازشون متنفرم

یه سری آدما هستن همه چیو ب خودشون میگیرن . مث اینکه تمام اتفاقای دور و برشون فقط و فقط بخاطر اینا بوده 

  • بچه شون مریض میشه میگه "شانس منه ک بچم باید مریض بشه" 
  • تو خیابون تصادف میشه ترافیک میشه میگه "شانس بد منه ک اینا تصادف کردن" 
  • فامیلشون فوت میکنه نمی تونه بره مسافرت میگه " شانس بد منه ک اون باید امروز میمرد " و ....

خودشونو مرکز همه اتفاقا میدونن در حالیکه حتی تو حاشیه هم نیستن . 

۵ نظر ۶ موافق ۰ مخالف

عصبیت های نابجا

آی او اس یا اندروید ، Fifa یا PES ، کنون یا نیکون ...


دعوای همیشگی بین این "دو تا" ها هیچ نتیجه ای برای شما نداشته و نخواهد داشت . تو انتخاب هیچ وقت خودتونو محصور ب چیزی نکنین . در آخر این شمایین ک قراره پول خرج کنین نه اونا 


۱۰ نظر ۵ موافق ۰ مخالف

My Curve


این منحنی بظاهر ساده ، منحنی منه . منحنی زندگی منه . منحنی پیشرفت های زندگی منه . همه جا بوده . تو تمام مراحل زندگیم ولی با مقیاس های مختلف . بعضی وقتا طول این این منحنی چن ساعت میشه ؛ بعضی وقتا چن سال . از یادگیری یه زبان جدید بگیرین تا توانایی در آوردن هسته آلبالو ! بزارین بهتر توضیح بدم . همون طور ک میبینین 3 قسمت داره : 

1. قسمت ابتدایی : از نقطه صفر شروع میکنم و سرعت پیشرفتم خیلی خوبه . همه چیو خوب انجام میدم . روز به روز ( یا لحظه ب لحظه ) بهتر میشم . پیشرفت میکنم . تا اینکه ب یه نقطه اوج می رسم 

2. قسمت میانی : تو این مرحله رفته ب رفته پسرفت می کنم . شیبش از شیب قسمت اول کمتره . ینی با سرعت کمی این پسرفت رخ میده . اون قدر ادامه پیدا میکنه ک نزدیک ب صفر میشم اما نزدیک صفر و نه خود صفر. تو این شرایطه ک معمولا از انجام کاری ناامید میشم . اگه این مرحله رو رد کنم میتونم ب آینده امیدوارم بشم . اگه اون کاری ک میکنم زمانش کوتاه باشه تحمل این شرایط نابسمان راحته اما امان از اینکه این دوره چن ماه یا چن سال طول بکشه . خیلی وقت ها شده ک بیخیال انجام کاره شدم . 

3. قسمت پایانی : تو این قسمت ک نزدیکه ب صفره باز جوونه های پیشرفت کم کم دیده میشن . با سرعت خیلی کمتری نسبت ب دو قسمت قبلی حرکت میکنم ب سوی پیشرفت . 


درک اینکه الان تو کدوم قسمتی هستم بعضی وقتا سخته . چون کلی نقاط اکسترمم نسبی ریز وجود داره تو هر قسمت ( غیر از دو تا نقطه بالا ) تو این مدت یاد گرفتم ک صبر کنم . با صبر کردنه ک میتونم پیشرفت کنم ولی بعضی وقتا نشده . ینی نتونستم ک صبر کنم . نمی دونم داشتن این جور منحنی خوبه یا نه ولی من نشانه این منحنی رو سال هاست ک تو زندگیم دیدم ، لمسش کردم ، تجربه اش کردم . دونستنش بهتر از ندونستنشه فک کنم . شما چی ؟ شما منحنی دارین واسه خودتون ؟

۶ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

قانون

یکی از ویژگی های قانون، ثابت بودنشه . حداقل تو بازه زمانی طولانیی باید ثابت باشه . اگه هر روز عوض بشه ک بهش نمیشه گفت قانون. ثابت نباشه نمیشه زندگی کرد. نمیشه برنامه ریزی کرد واسه زندگی . مثال ساده اش قوانین فیزیکه . تصور کنین گرانش زمین هر هفته فرق میکرد . یه هفته کم بود یه هفته زیاد . یه هفته ب پایین بود یه هفته ب بالا . میشد زندگی کرد ؟ نه . خدا این قانون طبیعی رو گذاشته و میلیون ها ساله ک ثابته . بخاطر صلاح هیچ بنده ای عوضش نکرده . تغییرش نداده . همه به این قانون اعتماد دارن . میدونن ک قرار نیس عوض بشه. جزو بدیهیات میدوننش . حتی کسی ک از بالای نردبون میفته پایین ، گرانش زمین رو مقصر نمیدونه هیچ وقت . چون این یه قانون عمومی و شامل همه ست . 

قوانین زندگی اجتماعی آدم ها هم باید این طوری باشه . طبیعیه ک نسل ها در حال پیشرفتن . پس قوانین شون هم تغییر میکنه ولی حداقل نباید طوری عوض بشه ک یه روز قرمز باشه و فرداش آبی . تغییراتش باید جزئی باشه . به سمت بهتر شدن . این طوری آدم ها میتونن برای آینده شون برنامه ریزی کنن . 


همه این نوشتم تا بگم به هیچ قانونی اعتماد ندارم . نمی دونم فردا هست یا نه . نمی دونم امروز ک ب نفع منه فردا هم ب نفع من قراره باشه یا نه . برنامه ریزی فقط در حد کارای روزانه فردا ، نهایتا پس فرداست . برنامه ریزی بلند مدت خیلی وقته ک نداشتم . قبلنا داشتم ولی همه اش نابود شده . 

۵ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

می ترسم از این جنبه تکنولوژی

تکنولوژی شدیدا در حال پیشرفته . همه چیز آنلاینه . همه چیز با سرعت انجام میشه . تاخیر نکته منفی تلقی میشه . هر کاری میکنی انتظار داری همون لحظه نتیجه شو ببینی . دنیای امروزی مارو وادار میکنه ک صبور نباشیم . دنبال نتیجه های آنی باشیم . کار بدی انجام میدی ، وقتی می بینی اتفاق بدی نیفتاد میگی پس حتمن بد نبوده دیگه وگرنه نتیجه شو میدیدم درحالی ک نتیجه بعضی کارا بعدن مشخص میشه ... 
۷ نظر ۹ موافق ۰ مخالف

چرا تبدیلش می کنن ب جشن تولد؟

جلسه دفاع مرحله ای مث بقیه مراحل تحصیله . چه دلیلی برای حضور فامیل یا حتی دوستان تو این جلسه هست؟ چرا باید ب استاد راهنما و مشاور و داور من شیرینی و آبمیوه بدم؟ فضای دانشگاه یه فضای علمیه ، علمی . 

۸ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

" برابری حقوق زن و مرد "

هیچ وقت نتونستم با این جمله کنار بیام . هیچ وقت . نفس جمله درسته ها . اینکه در مورد حق و حقوق آدم هاست . با این موضوع مشکلی ندارم . با خود جمله مشکل دارم . اشتباه بیان شده . ینی چی که حقوق زن و مرد برابر باشن ؟ مگه میشه ؟ اصلا نباید هم بشه . چون اینا دو تا مخلوق متفاوتن ، با اینکه هر دو انسانن ولی باز متفاوتن . هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی . پس در نتیجه حقوق شون هم باید با همدیگه فرق داشته باشه . من میگم فرق داشته باشه نمیگم کی بیشتر باشه . تو بعضی شرایط ، حق یه زن باید بیشتر باشه ، تو موقعیت های دیگه ، حق یه مرد باید بیشتر باشه و در بعضی شرایط حقوق شون باید برابر باشه . "برابری حقوق" یکی از 3 حالت ممکنه . من تمام حرفم اینه که زنان باید به حق خودشون فک بکنن . حقی که لایقشونه . به فکر این باشن که به حق خودشون برسن نه اینکه حقشونو با حق مردا مقایسه بکنن . چون اون کلمه "برابری" خیلی جاها ب ضرر خودشونه . 


یه مثال میزنم : مهریه 

مهریه حقیه ک اسلام برای خانما قائل شده . این موضوع از دو جهت قابل تامله :

1- جنس مونث لطیفه . باید نازشو بکشن . این ناز کشیدن هم باید از لحاظ مادی باشه و هم از لحاظ عاطفی . برای رفع مادی این نیاز حقی قائل شدن به اسم مهریه . در اصل مهریه یه کادوئه . قیمت کسی نیس . کادوئیه که سفارش شده که همون لحظه ازدواج داده باشه . 

2- جنس مذکر مظهر قدرته . چه جسمی چه فکری و چه مادی . مرد با دادن مهریه احساس قدرت میکنه . تصور کنین که قرار بود عروس به داماد مهریه بده . اصلا هیچ مردی قبول نمی کرد همچین چیزی رو . چون این اتفاق متضاد با ذاتشه . 


پس با دادن مهریه نیازهای هر دو طرف برطرف میشن . هر طرف به حقش میرسه . در حالی که حقوقشون برابر نیست . 



۵ نظر ۴ موافق ۶ مخالف

چه کاری اخه

همانا کسانی که تو تلگرام last seen recently نمی زنن ، گلی هستند از گل های بهشت
۶ نظر ۷ موافق ۱ مخالف

انقده خوشمزه میشه ^____^

تا حالا ماکارونی رو با نون خوردین؟

۱۵ نظر ۶ موافق ۰ مخالف

همیشه

همیشه از جمع های تک جنسیتی بدم اومده .

۵ نظر ۴ موافق ۲ مخالف

همه تلاشم اینه ک این طوری نشم

هیچ وقت نفهمیدم چطور میشه یه (مرد/زن) پشت سر همسرش -که سال هاست داره باهاش زندگی میکنه- با (مردای/زنای) دیگه حرف بزنه. همسری که برای داشتنش ، سال ها قبل ، هر روز دعا دعا میکرده

۵ نظر ۵ موافق ۰ مخالف

همه چیت مال منه ، سَندش به نام امه

هیچ وقت نفهمیدم چرا بعضی دخترا در جواب پسری که میگه " تو مال منی" ، میگن "من مال کسی نیستم " . انگار وایسی جلوی یه زن و صاف تو صورتش نگاه کنی ب چشماش زل بزنی و بگی " چقدر زشتی"

۱۶ موافق ۴ مخالف

8. واسه دوستاتون وقت میزارین ؟


ادامه مطلب ۱۸ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

دیوارها رو خراب نکنیم

ذهن ، مث یه شهر خالیه . هر کسی از دوست و آشنا ، اونجا یه زمین داره . کارهای خوبی که واست انجام میدن هم ، مث آجره . آجرهای هر کسو تو زمین خودش میزاری رو هم . میشه یه دیوار . دروغ ، مث یه ضربه کلنگه به دیوار . وقتی کسی بهت دروغ میگه یه کلنگ ورمیداری و به دیوارش یه ضربه میزنی . چیزی که باعث میشه دیوار نریزه ، ملاته . ملاته که آجرارو بهم چسبونده . مستحکم شون کرده . افکار ما ، ملاته . وقتی کسی بهت کمک کرد ، وقتی کسی بهت محبت کرد ، باید به این فکر کنی که میتونست این کارو نکنه . میتونست یه جور دیگه رفتار کنه . همیشه باید اینو در نظر گرفت که همه مشکلات دارن تو زندگی . تنها تو نیستی که تو زندگی مشکل داری . وقتی کسی با وجود مشکلات ، باهات خوب بود ، تو هم وظیفه داری قدر شو بدونی . به کاری که کرده فکر کنی . وقتی شب رسیدی خونه و اتفاقات اون روز رو مرور نکردی ، وقتی به کمک هایی که بهت کردن بی توجه بودی ، وقتی در مقابل خوش رفتاری بقیه عکس العمل نشون ندادی ، ینی همه اون آجرها رو بدون ملات گذاشتی رو هم . هر آن ممکنه بریزن .  ولی اگه بهشون فک کنی ، آجرارو سرجاشون محکم کردی . این طوری حتی اگه طرف روزی دروغ گفت ، با زدن کلنگ فقط چن تا از آجرا زخمی میشن . دیگه دیوار کلا خراب نمیشه . 

خوب بودن ، وظیفه نیست . برای خوبی های بقیه ارزش قائل باشین . 

۱۰ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

بعضی وقتا خودِ آدم مهم تره

در مورد یه موضوعی داشت حرف میزد . من باهاش موافق نبودم . ینی معتقد بودم که نباید اصلا در این مورد حرف زد ولی هیچ عکس العملی نشون ندادم . فک میکردم حق با منه . این سکوت باعث شد ک دیالوگ ناتموم مون رو تو ذهنم ، خیال بافی کنم . هر چقدر که بیشتر فک کردم دیدم اونم حق داره . ینی حق داره که اعتراض کنه . من هم حق داشتم . حق هامون در تضاد با یکدیگر نبودن . نمیدونستم اگه تو شرایط اون بودم ، باز هم حرفای قبلی خودمو میزدم یا حرفای اونو تکرار میکردم . هنوزم نمی دونم . همین ندونستن باعث شد بعد از مدت ها حال یه نفرو درک کنم . خیلی خوشحال بودم که اون لحظه سکوت کردمو تراوشات ذهنیمو به زور بهش تحمیل نکردم . این کار به نفع من شد . من اگاه تر شدم . ولی اون هنوز فک میکنه که حق با خودش بوده فقط . من هم نمیخوام دیگه باهاش بحث کنم . همیشه که نباید بقیه رو ارشاد کرد .
۴ نظر ۶ موافق ۰ مخالف

تنهایی

وقتی آدم تنهاست یه طور دیگه فک میکنه . با خودشه . راحته . هر جور ک راحته اون طوری فک میکنه . درست یا غلط . در تلاشه ک درست ترین راهو پیدا کنه . ولی وقتی با یه نفر حرف می زنی ، دیگه این فضای تنهایی از بین میره . میشه روابط اجتماعی . روش های مختلفی هست ک یه نفر بتونه افکار زمان تنهایی شو به بقیه نشون بده . یه نفر فیلم درست می کنه . اون یکی کتاب می نویسه . یکی هم وبلاگ نویسه . وقتی یه بلاگر ، قسمت نظرات وبشو می بنده یا جواب نظراتو نمی نویسه ، ناراحت نشین . نگین این یه نوع بی احترامی به مخاطبه . روشش اینه . این آدما عقاید و تفکرات تنهایی شونو می نویسن . اگه بخان نظرات شما رو بدونن یا جواب بدن دیگه تو غار تنهایی خودشون نخواهند بود . این آدم ها ضداجتماعی نیستن . فقط دوست دارن تو فضای وب ، تنهایی هاشونو بنویسن و اصلا هم چیز بدی نیست . این موضوع شبیه این می مونه که وسط یه فیلم یا آخر فصل دوم یه کتاب ، زنگ بزنین ب صاحب اثر بگین "باهات موافقم" یا حتی "این قسمتش افتضاح بود" . شما نهایتا می تونین با اطرفیانتون در مورد یه فیلم یا یه کتاب حرف بزنین . حداقل برای من که اتفاق نیفتاده با هنرمندی در مورد هنرش بصورت دقیق و تخصصی بحث بکنم . همیشه فک کردم ک این چیزی ک خلق کرده رو تو تنهایی خودش خلق کرده . دوست نداشتم و ندارم ک تنهایی کسیو بهم بزنم . ب تنهایی آدما احترام بزارین .


+ مخاطب ندارد
۱۴ نظر ۱۲ موافق ۰ مخالف

ب نظر من

مصونیت از قانون ، غیرقانونی ترین اتفاق ممکنه 

۱۳ نظر ۵ موافق ۱ مخالف

نشمرین

وقتی یه دوست قدیمی رو دیدین بهش نگین ک "بی معرفت چرا زنگ نمی زنی؟ " خب اگه شما با معرفت بودی شما زنگ می زدی . خود شما چرا زنگ نزدی؟ یادش افتادی ولی زنگ نزدی . خب اینکه بدتره . یادش افتادی خب زنگ میزدی با هم حرف میزدین . اهان 3 بار آخر شما زنگ زدی . این دفعه نوبت اون بوده . تو رفاقت هر جا کار کشید ب شمردن اونجاست ک باید فاتحه اون دوستی رو بخونی ...


+ عکس های غرفه ب پست قبلی اضافه شد

۱۶ نظر ۱۰ موافق ۰ مخالف

همی گویم و گفته ام بار ها

ک امتحان گرفتن فقط در شان خداست . همدیگه رو امتحان نکنین 

۰ نظر ۶ موافق ۰ مخالف

تفاوت

من متوجه شدم روح زنان ب بزرگی اقیانوس هاست ولی کم عمق . برای توصیفش باید از هزار تا کلمه استفاده کرد .

در مقابل ، شخصیت مردان اندازه یه برکه عمیقه . با چن تا کلمه ساده میشه توصیفش کرد .

 
 
+ نمونه اش آهنگ مرد تنهای فرهاد 

 


دریافت

۲۸ نظر ۳ موافق ۰ مخالف
طراح قالب : عرفـان - با اینقدر 👌🏻 تغییرات